تبليغاتX
نوآوری و شکوفایی
 
نوآوری و شکوفایی
 
 
 
 همیشه نوآوری به شکوفایی منجر می شود و این یک اصل در نظریه های توسعه است در این تئوری یک کشور برای اینکه بتواند مسیرهای توسعه را طی کند، باید بسیاری از شیوه های تولید و مدیریتی خود را که هیچ تاثیری در رشد کشور ندارد تغییر داده و با شرایط جهانی تطبیق دهد در این صورت است که می تواند با تحول در مسیر راهبردی خود به افزایش تولید و بهروری دست یافته و شکوفا شود.
 
این یک امر طبیعی است که هر ملتی بخواهد به شکوفایی برسد همچون طبیعت باید یک مرحله را با سختی و مشکلاتی که در این راه بوجود خواهد آمد تحمل کند.
در طبیعت پاییز، زمستان بدنبال خود همشه بهار سرسبز و تابستان را بدنبال دارد و بهار همچون رشد و تابستان به توسعه تشبیه شده است که غنچه های بهاری همیشه در تابستان به میوه های شیرین تبدیل خواهند شد.
همان رسالتی که طبیعت در دستور کار کارستان خویش دارد و هر ساله در بهار شاهد عظمت این رویش هستیم .
نو آوری پیامد بیداری از خواب سنگین زمستانی است . باید بیدار شد تا نو و شکوفا شد . باید خرقه کهنگی را جسورانه انداخت و جامه نو را شجاعانه بر تن کرد.
 در حال حاضر در مقطعی از تاریخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌ایم که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشیب‌های گوناگون در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شکوفایی هستیم. برای رسیدن به این هدف عالی و ورود به مرحله شکوفایی حرکت‌های عادی و تکرار حرکت‌های گذشته پاسخگو نیست. هر ملتی که می‌خواهد در عرصه نوآوری و شکوفایی وارد شود و وظیفه‌ خود را به عنوان بخشی از جامعه‌ بشری انجام دهد و راه‌های بهره‌مندی خود را از زندگی مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌ای جز تلاش و تولید اندیشه و فکر ندارد. تولید دانش و تکیه بر پژوهش و استفاده از خلاقیت‌ها، مبنای نوآوری در اقتصاد و نظام اجتماعی و شکوفایی استعدادهای ملی و فراملی است.
 نامگذاری امسال بعنوان سال نوآوری و شکوفایی نشان می دهد که دیگر فصل پاییز و زمستان کشورمان به اتمام رسیده است و دیگر باید بیدار شد و با تلاش ، برنامه ریزی و تدبیر شیوه های درست و بروز شکوفا شد.
 در این راه بسیاری از مدیران کشوری باید در شیوه های سنتی خود در اداره امور تجدید نظر و ادبیات رایج در نظام برنامه‌ریزی و مدیریت و فضای افکار عمومی را دگرگون کرده و سعی کنند از روش های جدید و نو در حوزه های خود استفاده کنند و این برنامه‌ریزی باید به گونه‌ای باشد که علاوه بر افزایش کارآیی دستگاه های اجرایی ، زمینه حرکت کشور به سوی شکوفایی و نوآوری را فراهم کند.
نوآوری و شکوفایی برای سال جدید، توأم با تعیین شفاف دو هدف راهبردی نظام در دهه چهارم؛ یعنی میل به پیشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روش‌ها و الگوهای برنامه‌ریزی، مدیریت و نظام اجرایی است.
باید گفت سال" نوآوری و شکوفایی" نامگذاری شده، نوید بخش توسعه هرچه بیشتر کشور در عرصه‌های گوناگون است و اگر نوآوری و شکوفایی به عنوان استراتژی نظام، تبدیل به فرهنگ شود، یقینا تاثیرگذار خواهد بود.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:30  توسط م  | 
 با توجه به اهميت خلاقيت در دانش‌آموزان و تاثيرپذيري خلاقيت فرد از محيط و اينكه معلم مهم‌ترين عامل مؤثر در محيط مدرسه به شمار مي‌رود، در اين پژوهش رابطه بين خلاقيت معلم و خلاقيت دانش‌آموزان مورد تحقيق قرار گرفته است، به اين صورت كه ارتباط خلاقيت معلمان با خلاقيت دانش‌آموزان‌ از طريق مقايسه خلاقيت و عوامل تشكيل‌دهنده آن از ديدگاه تورنس در دو گروه دانش‌آموزان داراي معلم خلاق و دانش‌آموزان داراي معلم غيرخلاق انجام گرفت.
در اين تحقيق ابتدا دو گروه معلم خلاق و غيرخلاق شناسايي شدند. سپس آزمون تفكر خلاق تورنس فرم B بر روي دانش‌آموزان آنها اجرا شد. جامعه آماري بررسي حاضر شامل 100 نفر در پايه چهارم و 100 نفر در پايه پنجم هستند كه نيمي از آنها داراي معلمان خلاق و نيمي ديگر داراي معلمان غيرخلاق مي‌باشند.
از مهم‌ترين نتايج تحقيق حاضر اين است كه هم در پايه چهارم و هم در پايه پنجم دانش‌آموزاني كه داراي معلمان خلاق بودند نسبت به دانش‌آموزاني كه داراي معلمان غيرخلاق بودند، ميانگين بالاتري در آزمون خلاقيت داشتند. اين تفاوت در هر دو پايه معنادار است، ولي در پايه چهارم اين تفاوت بيشتر مشهود است.
در اين تحقيق عوامل تشكيل‌دهنده خلاقيت نيز در دو گروه مقايسه شده است و نتايج آن نشان مي‌دهد كه در چهار عامل سياسي، اصالت، بسط و انعطاف‌پذيري، دانش‌آموزان كلاس چهارم داراي معلم خلاق از دانش‌آموزان داراي معلم غيرخلاق ميانگين بيشتري داشتند ولي در كلاس پنجم تفاوت اين عوامل بين دو گروه دانش‌آموز فقط در عامل بسط، معنادار مي‌باشد
پژوهشگر درخصوص تفاوت اين عوامل در كلاس پنجم و تفاوت كمتر بين نمره كلي خلاقيت در دو گروه در كلاس پنجم معتقد است: يكي از دلايل احتمالي براي موارد ذكر شده مي‌تواند تاكيد معلمان كلاس پنجم بر يادگيري و حفظ عين مطالب كتاب باشد. به اين دليل كه در كلاس پنجم سئوالات را خود معلم طرح نمي‌كند و بنابراين معلمان براي اينكه دانش‌آموزان آنان بتوانند در امتحانات به اصطلاح نهايي موفق شوند كمتر اجازه نوشتن مطالب غيركتابي به آنها مي‌دهند. پژوهشگر مي‌گويد: وقتي معلم بر حفظ مطالب تاكيد زيادي داشته باشد تفكر خلاق اجازه ظهور نمي‌يابد. تحقيقات تورنس نيز اين حقيقت را مورد تاييد قرار داده است كه با توسعه دانش و قدرت قضاوت، قدرت تصور به محدودشدن گرايش مي‌يابد. طبق گفته ريبوت قدرت تصور سريع‌ تر از قدرت استدلال رشد مي‌كند، بنابراين وقتي استدلال، سير صعودي طي مي‌كند، تصور به زوال مي‌گرايد. يكي از دلايل اينكه هرچه بيشتر رشد مي‌كنيم خلاقيت‌مان كمتر مي‌شود آن است كه قرباني عادات مي‌شويم. در نتيجه تحصيلات و تجارب، عوامل بازدارنده‌اي در ما ايجاد مي‌شود كه طرز فكر ما را به سوي جمود مي‌كشاند و اين عوامل در هنگام برخورد خلاق با مسائل مانع ايجاد مي‌كند.
تورنس علت تغيير ظرفيت بالقوه خلاقيت را در نتيجه سن چنين توضيح مي‌دهد. معني‌دارترين مقطع سني، كلاس چهارم دبستان و تقريبا در نه سالگي است و سپس در اواخر نوجواني اين رشد و تحول خلاق را بيشتر مي‌توان به چشم ديد. به عقيده تورنس، رشد و تحول خلاق با يك ميزان واحد و متحدالشكل رخ نمي‌دهد.
يكي ديگر از دلايل احتمالي تفاوت بين كلاس چهارم و پنجم از نظر محقق اين است كه دانش‌آموزان پايه چهارم هنوز ويژگي كودكان دبستاني را به طور كامل دارا هستند. در اين سنين كودكان مي‌خواهند از دستورات تبعيت كنند، بدين ترتيب معلم به عنوان يك بزرگسال مؤثر در زندگي كودك، الگوي كودك يا دانش‌آموز قرار مي‌گيرد و دانش‌آموز با وي همانندسازي مي‌كند ولي در كلاس پنجم دانش‌آموزان بيشتر تمايل به همرنگي با همسالان دارند و الگوسازي با همسالان بيشتر است. بنابراين دانش‌آموزان كلاس پنجم كمتر نظر مخالفي را با بقيه افراد كلاس بيان مي‌كنند. از طرف ديگر خانواده‌ها هم به دليل وجود امتحانات نهايي در پايه پنجم بر مطالعه و حفظ مطالب تاكيد بيشتري دارند و شرايط بروز خلاقيت و استفاده از آن را كمتر براي بچه‌ها ايجاد مي‌كنند.
يكي از نهادهاي مهم و مؤثر در شكل‌گيري جامعه سالم آموزش و پرورش است كه داراي اهميت بسزايي مي‌باشد. عوامل بسياري نيز در پرورش و تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان مؤثرند لذا شناسايي اين عوامل در جهت هرچه بهتر شدن اين امر مهم، از وظايف مهم آن نهاد و همچنين دانش‌پژوهان و محققان است. ايجاد محيطي سالم و آرام و به كار گماردن مربيان دلسوز و مهربان و كارآ كه از نحوه برخورد و به كارگيري روش‌هاي تدريس نوين مطلع باشند از اموري هستند كه بايد‌آموزش و پرورش بدان توجه بسياري كند. با توجه به اينكه نحوه، چگونگي و ميزان خلاقيت در دانش‌آموزان در عصر حاضر از اهميت بالايي برخوردار است و از طرفي آنان بيشترين ساعات روز را در محيط مدرسه سپري مي‌كنند و با معلمان در ارتباطند بي‌شك محيطي سالم در سلامت فكر و روان و جسم آنان بي‌تأثير نيست.
اهداف پژوهش ابتدا شناخت و تأثير جو مدرسه بر ميزان خلاقيت دانش‌آموزان و سپس شناسايي جو موجود در مدارس است.
جامعه آماري اين تحقيق شامل 394 دانش‌آموز و 330 دبير است كه يافته‌هاي اين تحقيق از طريق دو نوع پرسشنامه يعني پرسشنامه جوسازماني هاپسين كرافت و با اندكي تغيير جهت سنجش جو سازماني مدارس به وسيله دبيران تكميل شده است و پرسشنامه خلاقيت تورنس، جهت سنجش ميزان خلاقيت دانش‌آموزان كه توسط دانش‌آموزان تكميل گشته، جمع‌آوري شده است.
مهم‌ترين نتايج حاصل از پژوهش حاضر آن است كه مدارس داراي جو باز، از ميزان خلاقيت بالاتري برخوردارند و رابطه مثبتي بين جو باز مدارس و ميزان خلاقيت دانش‌آموزان مشاهده شده است.
در اين پژوهش اكثريت گروه نمونه، داراي مدرك ليسانس و اكثريت دانش‌آموزان در پايه دوم تحصيلي مشغول به تحصيل و داراي پدراني با شغل دولتي و مادراني خانه‌دار هستند.
محقق بر اساس بررسي‌ها به اين نتيجه رسيده است كه بين جو مدرسه و ميزان خلاقيت دانش‌آموزان رابطه وجود دارد. بين جو باز و ميزان خلاقيت دانش‌آموزان نيز رابطه مثبت وجود دارد، اما بين جو بسته و ميزان خلاقيت دانش‌آموزان رابطه منفي است.
پژوهشگر معتقد است: حدود 56 درصد رشد خلاقيت دانش‌آموزان متأثر از جو سازماني مدارس است. به‌منظور دستيابي به يك جو مطلوب و سالم در سازمان بايد به تأثير متقابل عوامل فردي (خصوصيات، هدف‌هاي فردي و نيازها) و عوامل سازماني (اهداف، روابط و عوامل انگيزشي) توجه داشت.
مديران با ايجاد جو دوستانه و صميمي و همراه با تفاهم و همكاري مي‌توانند علاوه بر اينكه در دارايي و اثربخشي و بهره‌وري كاركنان تأثير بسزايي داشته باشند، در ميزان رشد خلاقيت دانش‌آموزان نيز مؤثر واقع شوند.
آموزش و تعليم در جوباز باعث مي‌شود دانش‌آموزان به راحتي مطالب را فراگيرند. اين‌گونه مدارس ياري گرفتن از افراد متخصص در برنامه‌ريزي‌ها و تصميم‌گيري‌ها را امري ضروري مي‌دانند و از آن استقبال مي‌كنند.
مدارس داراي جو باز به علت مشاركت و همكاري صميمانه اعضاي مدرسه و حاكم بودن جو دموكراسي بر آن، نحوه روابط بين اعضا مدرسه را به‌گونه‌اي مي سازد كه منجر به تأمين بسياري از عوامل مؤثر در خلاقيت مي‌شود.
محقق مي‌گويد: هرچه محيط آموزشي داراي جو بازتري باشد خشنودي كاركنان بيشتر مي‌شود و ميزان بازدهي آنان افزايش مي‌يابد. جو باز موجب افزايش عملكرد سازماني و جو بسته با كاهش آن در ارتباط است. همچنين ميزان خلاقيت علاوه بر اينكه در مدارس با جو باز بيشتر است در خانواده‌هايي كه داراي جو عاطفي دموكراسي مي‌باشند و از هر جهت براي پرورش افراد خلاق مؤثرترند نيز به چشم مي‌خورد، بنابراين ميزان خلاقيت دانش‌آموزان تا حد زيادي به جو مطلوب مدارس بستگي دارد كه شناخت و ايجاد آن نيز برعهده مديران مدارس است.
مفهوم اصطلاحات جو باز و بسته از نظر محقق اين است كه جو باز ميزان بالاي سوق‌دهي و سرزندگي در يك محيط و به عبارتي محيطي مطلوب در مدرسه است. جو بسته نيز در مقابل جو باز قرار مي‌گيرد و به معني محيطي خشك و خسته‌كننده است.
 |+| نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 0:48  توسط م  | 
مقاله حاضر پاسخي است به اين پرسش كه عناصر اصلي در نوآوري و شكوفايي جوامع كدامند؟ و چه ارتباطي ميان فرهنگ و تمدن و ارزشهاي فرهنگي بانوآوري و شكوفايي وجود دارد؟ كه با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

 

فرهنگ و تمدن، مأموريت راهبردي بشر

بازسازي تمدن از وظايف دايمي جوامع بشري است. قرآن از بشر مي خواهد تا در آباداني زمين و بهره گيري از همه مواهب زميني تلاش كنند. آباداني به عنوان وظيفه شرعي و تكليف الهي براي انسان ها معرفي شده و به عنوان يكي از راهبردهاي اساسي در دستور كار آنها قرارگرفته است.

انسان به عنوان خليفه الهي در زمين مأموريت يافته تا زمين را مديريت كرده و با عناصر وجودي خويش، آن را به سوي هدف اصلي آفرينشش هدايت كند. عناصر وجودي كه در ذات انسان سرشته شده به گونه اي است كه مي تواند همه اهداف مورد نظر خداوند را برآورده سازد و برخلاف تحليل و پيش بيني ديگراني چون فرشتگان، از اين توان برخوردار مي باشد كه به عنوان ربوبيت طولي عمل كرده و هر موجود و عنصر زميني را به درست ترين شكل بهره برداري كنند و به كمال شايسته و بايسته خود برساند.

اين مأموريت راهبردي بشر به شكل فرهنگ و تمدن بروز و ظهور مي يابد. آن چه را كه ما در اصطلاح زباني خود از آن به فرهنگ و تمدن ياد مي كنيم در حقيقت همان مأموريت بشري است. تمدن شكل تجسمي همان فرهنگ متعالي است كه بشر در زمان دست يابي به شكوفايي و رشد به دست مي آورد و به صورت عناصر عيني و تجسمي آشكار مي سازد. از اين جوامع با فرهنگ، داراي تمدن هاي پيشرفته و متعالي هستند كه نمود عيني آباداني زمين مي باشد.

زمين با عناصر تمدني، آباد مي شود و هر يك از عناصر و موجودات آن به دست آدمي پرورانده مي شوند و به كمال شايسته خويش دست مي يابند. بر اين اساس بازسازي تمدني و فرهنگ، مأموريت دايمي و هميشگي بشر دانسته شده است. بازسازي فرهنگي و تمدني به معناي آن است كه بشر در شكل جوامع و ملت هاي همسو و همدل و همگرا مي بايست همواره مواردي را كه مطلوب نيست و يا مطلوبيت خود را در شرايط خاص از دست داده بازنگري و بازسازي كند و آن را متناسب با شرايط، سامان دهي نمايد.

بازسازي فرهنگي و تمدني همانند فرهنگ سازي و تمدن سازي، امري دشوار است، اما به جهاتي اين دشواري كم تر مي باشد؛ زيرا در طول تاريخ تمدني بشر، مجموعه هاي مهم و پشتوانه هاي بسياري فراهم آمده كه مي تواند براي هر ملتي مفيد و سازنده باشد و با بهره گيري از آن، متناسب با شرايط نوشونده و نيازهاي تازه و جديد عمل كرده و پاسخ هاي درخور و شايسته به مأموريت راهبردي خود در قبال هستي و زمين و زمان دهد.

 

جايگاه ارزش ها و اصول در بازسازي تمدني

نوآوري به معناي ايجاد چيزهاي نوين براي پاسخ گويي به نيازهاي جديد و يا قديمي در شكل نو و ابتكاري است. نوآوري زماني مي تواند مفهوم و معناي درستي يابد كه ارتباط صحيح و كاملي ميان نوآوري ها و اهداف و راهبردهاي هر جامعه و يا شخص وجود داشته باشد. به اين معنا كه هر نوآوري نمي تواند مفيد و سازنده باشد بلكه حتي اگر در راستاي اهداف اصلي و راهبردي نباشد مي تواند بسيار زيانبار و خطرناك باشد. از اين رو گفته اند مطلق نوآوري، امري مفيد و سازنده نيست.

اين در حالي است كه مطلق شكوفايي، امري پسنديده ومفيد ارزيابي مي شود؛ زيرا شكوفايي به معناي آزادسازي و بهره گيري از همه سرمايه ها و نيروها و توان هاي فردي و يا جمعي است. اگر به گياهان توجه شود به خوبي اين معنا درك مي شود كه آنها از توان و نيرويي كه ذخيره ساخته اند به خوبي بهره مي گيرند و به شكل غنچه هاي زيبا آن را شكوفا ساخته و در نهايت گل ها و ميوه هاي زيبا و مفيدي را به هستي و جهان ارايه مي دهند. بنابراين مي توان گفت كه ارتباط تنگاتنگي ميان سرمايه هاي فرهنگي و تمدني و شكوفايي وجود دارد. اين بدان معنا خواهد بود كه شخص و يا جامعه اگر بخواهد معناي شكوفايي را در خود و جامعه بروز و ظهور دهد مي بايست از عناصر و سرمايه هاي وجودي خود بهره گيرد. اين گونه است كه هرگونه گسست فرهنگي و تمدني مي تواند بسيار آسيب زا باشد و جلوي شكوفايي را بگيرد. عناصر فرهنگي و تمدني هر ملتي سرمايه هاي آن ملت است كه با استفاده از آن مي تواند در مسير تعالي و تكامل گام بردارد. هرگاه ملت و جامعه اي به خوبي و درستي از سرمايه هاي اندوخته در طول تاريخ خويش بهره گيرد به سادگي مي تواند بسياري از پرسش ها و نيازهاي خود را پاسخي در خور دهد.

از اين جاست كه نقش سازنده ارزش ها و اصول در بازسازي فرهنگي و تمدني آشكار مي شود. به اين معنا كه هر جامعه و ملتي براي دست يابي به اهدافي كلان گرد آمده و بر اساس اصول ارزشي خاصي شكل يافته اند، اين اصول ارزشي هستند كه ملت را در كنار هم قرارداده و انگيزه اصلي همدلي و همگرايي و همسويي مردم شده است. بنابراين عناصر فرهنگي در حقيقت به معناي عناصر رواني و روحي هر جامعه است و بي آن جامعه و ملت همانند جسدي مي شود كه روح از آن بيرون رفته است. عناصر فرهنگي و اصول هاي ارزشي هر جامعه اي در حقيقت روح و جان كالبد ملت و تمدن هاي ملي و يا فراملي است. عناصر فرهنگي و اصول ارزشي است كه به سازه هاي بشري معنا و مفهوم مي دهد. هر ابزار و سازه تمدني چون تلويزيون و يا راديو و رايانه، زماني معنا و مفهوم مي يابد كه عناصر فرهنگي و بهره گيري از آن شناسايي شده و به درستي به كار گرفته شود؛ وگرنه چيزي بي ارزش و بي معنا خواهد بود.

ارزش ها

اصول ارزشي،  جان مايه تمدنها

جوامع در پناه عناصر فرهنگي معنا و مفهوم مي يابند و اصول ارزشي و فرهنگي در حقيقت جان تمدن هستند.

از اين رو در بازسازي تمدني مي بايست اين مسئله مورد توجه قرارگيرد كه اين بازسازي به دور از اصول ارزشي انجام نشود تا گسست فرهنگي پديدار نگردد.

بازسازي فرهنگي نيز مي بايست اين گونه باشد و عناصر فرهنگي كه مورد بررسي و تحليل و تغيير قرارمي گيرد مي بايست با توجه به اصول اساسي و اصلي فرهنگي انجام شود و از هرگونه تضادي با آن در امان ماند وگرنه هرگونه بازسازي فرهنگي در بيرون از چارچوب هاي اصول اساسي مي تواند به گسست فرهنگي همانند گسست نسلي بيانجامد كه پيامد آن چيزي جز فروپاشي تمدني نخواهد بود.

همان گونه كه در شكوفايي نياز است تا شخص و جامعه از همه سرمايه هاي وجودي و دارايي هاي خود بهره گيرد و آن را به منصه ظهور برساند و از آثار و پيامدهاي سازنده آن بهره مند شود همينطور مي بايست در نوآوري ها عناصر اصلي و اصول ارزشي را حفظ كند تا جلوي هرگونه گسست تمدني و فرهنگي گرفته شود و ارتباط ميان گذشته با آينده گردد.

 

نوآوري در محور ارزش ها

مي توان گفت تنها آن نوآوري براي تمدن ها و ملت ها مفيد و سازنده است كه براساس اصول ارزشي و فرهنگي باشد؛ زيرا جوامع براساس اصول اساسي شكل گرفته كه خاستگاه آن عقل مستقل، عقلانيت جمعي و اصول ارزشي وحياني است كه از آن به دين تعبير مي كنند. در حقيقت جوامع بشري براساس نيازهاي جمعي شكل گرفته و براي دست يابي به اهدافي عقلاني و عقلايي چون عدالت، آرامش، امنيت، آسايش، آزادي و قانون گرايي و مانند آن ايجاد شده است.

بشر داراي تفاوت هايي در روش هاي دست يابي و تنظيم اهداف ابتدايي، مياني و غايي است كه اين امر تفاوت هاي فرهنگي را سبب مي شود. اين تفاوت هاي فرهنگي البته متاثر از عوامل مختلفي چون شرايط محيطي و جغرافيايي و نيازهاي زماني و مكاني است، بنابراين، برخي از ويژگي هايي از اين دست خود را بر فرهنگ و ارزش هاي فرهنگي تحميل مي كند كه ناديدن آن ها يا ناديده گرفتن آن ها مي تواند بسيار خطرناك و زيانبار باشد.

آن چه ملتي را از ديگر ملت ها و جوامع متمايز مي كند همين تفاوت هاي فرهنگي است. به عنوان نمونه در مناطقي كه چهار فصل وجود ندارد و آب و هواي آن دو فصلي است نمي توان از اين مسئله سخن گفت و متأثر از آن بود. در حالي كه در مناطقي كه آب و هواي آن چهار فصلي است فرهنگ هايي براساس اين اختلاف آب و هوائي پديد مي آيد و نيازهاي خاصي را مي طلبد كه تمدن به آن ها به شكل تجسمي پاسخ مي دهد.

از اين رو برخي از ارزش هاي فرهنگي خاص و نيازهاي تمدني خاص پديد مي آيد و اين در حالي است كه در جوامع ديگر و يا مناطق فرهنگي و تمدني ديگر نمي تواند معنا و مفهوم درستي يابد و امري لغو و بيهوده است.

اين دسته از ارزش ها هر چند كه نمي تواند به عنوان ارزش هاي فرهنگي و تمدني بشري قلمداد گردد ولي تمدن و فرهنگ ها را تحت تأثير خود قرار مي دهد و نمي توان به سادگي از كنار آن ها گذشت. اين گونه است كه مي بايست به اين دسته از ارزش هاي تمدني و فرهنگي نيز توجه كافي مبذول داشت و در بازسازي تمدني و فرهنگي از آن غافل نشد.

هر نوآوري و بازسازي فرهنگي و تمدني مي بايست در چارچوب و محوريت اصول ارزشي جامعه و ملت باشد تا بتواند افزون بر مفيد بودن، تأثير كاملي را به جا گذارد و موجبات شكوفايي و پيشرفت تمدني جامعه را فراهم سازد.

قرآن حتي يكي ازماموريت ها و وظايف پيامبران و به تبع آن دولت اسلامي را مبارزه با هرگونه بدعت هايي برمي شمارد كه با عناصر عقلاني و عقلايي و وحياني در تضاد است و برخاسته از اوهام و خيالات و خرافات مي باشد و يا موجب مي شود تا آدمي نتواند ازمواهب طبيعت بهره گيرد و يا از ماموريت آبادسازي و تمدن سازي زمين باز ماند.
 

بدعت يا نوآوري زيانبار و ضدارزشي

در آيات قرآني از مسئله نوآوري به دو شكل سخن به ميان آمده است. قرآن با آن كه مردم را به رشد و تعالي از طريق بهره گيري ازهمه دانش ها و علوم اكتسابي و علوم تجربي و حسي دعوت مي كند و حتي خود در حوزه قوانين همواره از قوانين تازه و متناسب با شرايط زماني و مكاني جوامع سخن مي گويد و قوانين را به دو دسته ثابت و متغير بخش كرده و حتي منطقه فراغي را براي برخي از قوانين و يا در حوزه شكلي و روشي ارايه مي دهد، با اين همه از هرگونه بدعت و نوآوري در بيرون ازچارچوب هاي اصول و ارزش هاي راهبردي باز مي دارد.

اين بدان معناست كه هر نوآوري تمدني نيز مي بايست در حوزه ارزش هاي راهبردي جامعه و ملت باشد تا بتواند از هرگونه گسست ميان عناصر تمدني با عناصر فرهنگي جلوگيري نمايد.

به اين معنا كه نوآوري ها در حوزه فناوري ها و عناصر تمدني مي بايست در چارچوب عناصر فرهنگي پذيرفته شده عقلي و عقلايي و شرعي باشد تا بتواند رشد و تعالي انساني را به دنبال داشته باشد؛ زيرا هرگونه گسست ميان عناصر فرهنگي و نوآوري تمدني مي تواند تمدن را بي روح گرداند و آن را به كالبدي بي جان تبديل كند كه نتواند نيازهاي واقعي بشر و يا جامعه و ملتي را برآورده سازد. فرهنگ مي بايست در همه سازه هاي تمدني و نوآوري هاي فيزيكي، خود را نشان دهد تا ارتباط كامل ميان عناصر فرهنگي و فن آوري ها و نوآوري هاي تمدني كمال بشري را رقم زند.

قرآن در آيات بسياري بدعت و نوآوري هايي را كه بيرون از چارچوب و محور اصول ارزشي و فرهنگي باشد به عنوان نوآوري هاي زيانبار قلمداد كرده و از امت اسلام خواسته است تا از آن پرهيز كنند.

قرآن حتي يكي ازماموريت ها و وظايف پيامبران و به تبع آن دولت اسلامي را مبارزه با هرگونه بدعت هايي برمي شمارد كه با عناصر عقلاني و عقلايي و وحياني در تضاد است و برخاسته از اوهام و خيالات و خرافات مي باشد و يا موجب مي شود تا آدمي نتواند ازمواهب طبيعت بهره گيرد و يا از ماموريت آبادسازي و تمدن سازي زمين باز ماند. (اعراف آيه 32 و نيز انعام، آيات 143- 145 و 148 و 150)

قرآن از بشر مي خواهد كه نوآوري هايش در چارچوب اصول ارزشي و فرهنگي درست باشد و در هر زمينه چه روشي و يا شكلي و حتي در برخي ازمحتوا اگر نوآوري دارد مي بايست از اصول كلي ارزشي بيرون نباشد تا بتواند براي شخص و جامعه و زمين مفيد و سازنده باشد.

چگونه

ماموريت تمدن سازي بشر

چنان كه گفته شد ماموريت بشر در زمين آباداني است و خداوند به صراحت مي فرمايد: هو الذي انشاكم من الارض و استعمركم فيها (هود آيه 61) او خداوندي است كه شما را از زمين ايجاد كرد و براي آباداني در زمين به كارگرفت. اين حقيقت به معناي آن است كه ماموريت بشر در زمين و هدف از آفرينش انسان در آن ماموريت، تمدن سازي است. به عبارت ديگر يكي از ماموريت هاي بشري آن است كه زادگاه خويش را كه زمين است آباد گرداند و آباداني زمين به اشكال مختلف انجام مي شود كه يكي از آن ها تمدن سازي و بهره گيري از عناصر زميني براي سازه هاي خلاقانه و ابتكاري بشر است.

از آن جايي كه ماموريت بشر از سوي خداوند تمدن سازي بيان شده مي بايست همه عناصر و مولفه هاي مورد نياز براي اين ماموريت در وي نهادينه شده باشد و آدمي طوري سرشته شود كه بتواند اين ماموريت را با ابزارها و توانايي هاي ذاتي خويش به سرانجام خوش برساند. از اين رو در آدمي همه عناصر مورد نياز و در زمين همه ابزارها و مواد خام براي اين كار فراهم آمده است. آن چه در آدمي به صورت فردي و جمعي سرشته شده، به عنوان اسما و نام هاي الهي، خوانده شده است. اين گونه است كه آدمي، خلاق و مبتكر و معلم و مبدع و مانند آن مي باشد.

اين توانمندي ها در يك فرآيند زماني و هم چنين رشدي به بلوغ و كمال مي رسد و شخص مي تواند از آن ها براي دست يابي به نيازهاي فردي و جمعي بهره گيرد. از اين مسئله در روان شناسي به شكوفايي ياد مي شود و خودشكوفايي اصطلاحي است كه به معناي بهره گيري شخص از همه سرمايه هاي ذاتي مي باشد.

در حوزه اجتماعي و تمدني نيز مي بايست هر جامعه اي از همه عوامل دروني و بيروني و سرمايه هاي ذاتي و جمعي و عناصر موجود در محيط زيست خويش بهره گيرد تا بتواند به تمدني با روح فرهنگ سازنده دست يابد.

اين ها بخشي از مسئله است كه در اين نوشتار بدان اشاره شده است. مباحث زيادي در اين حوزه مطرح است كه در فرصتهاي ديگر قابل طرح مي باشد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 12:5  توسط م  | 

 ۲۹ فروردين، روز ارتش مبارك

 پيشرفت و ادامه حيات هر جامعه اي مرهون نوآوري افراد آن جامعه و شكوفايي در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، نظامي و... است. نگاهي به دستاوردهاي بشر و سير زندگي او بر روي كره خاكي، درك اين واقعيت را به راحتي امكان پذير مي سازد و مشخص مي شود جوامعي كه در اين زمينه تلاش و كوشش بيشتري داشته اند نسبت به ساير جوامع از پيشرفت و تكامل فرهنگي و تمدني بهتري برخوردار بوده اند. تاكنون تعاريف متعددي از مفاهيم نوآوري ارائه شده كه هر كدام از ديدگاه خاصي بوده و محصول پارادايم (چارچوب نگرشي) منحصربه فردي مي باشد. پدر علم مديريت نوين (پيتر دراكر) نوآوري را به عنوان تغييري كه جنبه جديدي از عملكرد را خلق مي كند تعبير كرده است. رابينز مي گويد: نوآوري عبارت است از فرايند اخذ ايده اي خلاق و تبديل آن به محصول يا خدمت مفيد يا روش موثر عملياتي؛ زماني كه مديران در مورد تغيير سازمان هاي خود صحبت به ميان مي آورند و اعلام مي كنند كه در جهت خلاق تر كردن سازمان خود تلاش مي نمايند، منظورشان همان نوآوري است. دو تن از انديشمندان مسائل خلاقيت و نوآوري نيز مي گويند: نوآوري عبارت است از فرايند توسعه و ارائه ايده هاي بديع و نويني كه احتمالاسودمند است.
  با توجه به موضوع اين مقاله كه نوآوري در زمينه نظامي و پيشرفت كشورمان در اين حيطه خاص است و مي خواهيم نوآوري نيروهاي خلاق و مبتكر ارتش جمهوري اسلامي ايران را طي دوران دفاع مقدس و لزوم ادامه اين گونه فعاليت ها و بلكه تسريع در آن را با توجه به فرمايش مقام معظم رهبري در آغاز سال جديد بررسي كنيم، با نگاهي به تاريخچه نوآوري نظامي در جهان وارد مبحث اصلي مي شويم.
  اگر تاريخچه نوآوري در امور نظامي را از گذشته تاكنون مورد بررسي قرار دهيم، متوجه خواهيم شد كه نوآوري در جنگ ها نقشي كليدي را ايفا كرده است و ارتش هايي در سطح دنيا بوده اند كه به رغم اينكه دشمنانشان از تكنولوژي نظامي بسيار بالايي برخوردار بوده و تفوق تكنولوژيك داشته اند، اما با نوآوري و خلاقيت نيروهاي انساني آنان و تغيير قواعد توانسته اند بر دشمنان خود فائق شوند و نتيجه نبرد را به نفع خود رقم بزنند. نمونه بارز اين واقعيت را مي توان در جنگ هاي پيامبر گرامي اسلام(ص) با مشركان مانند غزوه بدر، غزوه خندق و... مشاهده كرد و نمونه هاي متعدد ديگري را در جنگ هاي طول تاريخ جهان يافت. اما بي شك در طول دوران هشت سال دفاع مقدس و مقابله دليرانه نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با نيروهاي متجاوز عراقي نيز با توجه به مسائل بين المللي آن زمان و حمايت همه جانبه تعدادي از كشورهاي قدرتمند جهان از عراق و وقوع انقلاب اسلامي در ايران و آماده نبودن نيروهاي نظامي كشورمان، نوآوري و خلاقيت فرماندهان و نيروهاي نظامي تحت رهبري هوشمندانه رهبر كبير انقلاب اسلامي، امام خميني(ره) بود كه زمينه هاي پيروزي و موفقيت مقتدرانه آنان را در عمليات هاي متعدد فراهم كرد. در آن دوران، نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با توكل به خداوند، اعتماد به نفس بالاو برخورداري از قدرت تجزيه و تحليل و تصميم گيري خود، توانستند در زمينه هاي سازماندهي، فرماندهي، اطلاعات رزمي، طرح مانور، تاكتيك و... نوآوري و ابتكار عمل داشته باشند و امكان تحركات نظامي با هر مقياس را در مناطق مختلف جغرافيايي كشور امكان پذير كنند. 
  نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران از فرماندهان تا پايين ترين رده آنان با نوآوري و ابتكار عمل خود در ابعاد مختلف نظامي (تجهيزاتي، نيروي انساني و تاكتيكي)، پيروزي هاي درخشاني را به دست آوردند كه نمونه هاي زيادي از اين نوآوري را مي توان در بررسي حماسه آفريني هاي فرماندهان و نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران مشاهده كرد. 
  شهيد سپهبد علي صيادشيرازي فرمانده نيروي زميني ارتش با نوآوري خود در نحوه فرماندهي نيروهاي نظامي در مقاطع حساس جنگ و استفاده مناسب از نيروي انساني،نوآوري در آموزش تاكتيك عبور از منطقه خطر در شرايط محاصره دشمن، نوآوري در پاكسازي شهرهاي اشغال شده توسط عناصر ضدانقلاب و نيروهاي عراقي، شرايط و زمينه هاي دستيابي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران به پيروزي هاي غرورآفرين مانند عمليات فتح المبين و... را فراهم مي كند.(1)
  شهيد سرلشكر منصور ستاري فرمانده نيروي هوايي ارتش با نوآوري و ابتكار عمل خود در نحوه كنترل آتشبار موشك هاك در جريان عمليات بيت المقدس كه اتاق كنترل اين آتشبار از كار مي افتد و مشاهده هواپيماهاي دشمن از طريق دستگاه اسكوپ (صفحه نشان دهنده رادار) باعث سرنگوني بسياري از هواپيماهاي دشمن و فراهم شدن زمينه پيروزي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران در آن عمليات مي شود.(2)
  شهيد سرلشكر حسن آبشناسان فرمانده نيروهاي چريكي در مناطق عملياتي جنوب و غرب، با نوآوري خود در نحوه جنگيدن با دشمن ايده انجام عمليات چريكي (نامنظم) را با توجه به اوضاع و احوال مناطق جنگي و تجهيزات و نفرات دشمن ارائه مي كند.(3) او به خوبي دريافته بود كه بهره گيري از جنگ نامنظم عليه دشمن متجاوز از كارايي بالايي برخوردار خواهد بود. بنابراين با طرح اين ايده و آموزش اين شيوه جنگي به افراد باعث پيروزي هاي درخشاني براي نيروهاي جمهوري اسلامي ايران طي عمليات هاي مختلف شد. 
  شهيد سرلشكر خلبان مصطفي اردستاني كه يكي از فرماندهان و خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران دردوران دفاع مقدس بود، با نوآوري خود در نحوه بمباران مناطق، نيروها و تجهيزات دشمن باعث نابودي و شكست دشمن در بسياري از مناطق عملياتي مي شود. او با توجه به اينكه نيروهاي عراقي داراي موشك سام 6 بوده اند و با اين موشك، هواپيماهاي جمهوري اسلامي ايران را در ارتفاع بالابه راحتي منهدم مي كرده اند، طرح ابتكاري بمباران در ارتفاع پست (لاوبمبينگ) را ارائه مي دهد و با به كارگيري اين روش پيروزي هاي درخشاني براي خلبانان جمهوري اسلامي ايران به دست مي آيد.(4)
  شهيد سرلشكر مسعود منفرد نياكي فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز با نوآوري خود در نحوه عبور از ميدان مين در جريان عمليات بيت المقدس و عبور نيروهاي جمهوري اسلامي ايران از ميدان مين پيش روي خود زمينه پيروزي آنان را در اين منطقه عملياتي فراهم مي كند.(5)
  شهيد سرلشكر ولي الله فلاحي فرمانده نيروي زميني ارتش با نوآوري خود در نحوه عبور از اراضي رملي جلگه خوزستان كه با آگاهي از محدوديت قدرت مانور دشمن در اين اراضي ارائه مي دهد، باعث مي شود كه نيروهاي جمهوري اسلامي ايران با عبور از اين اراضي عمليات طريق القدس را كه منجر به آزادسازي شهر بستان و بيش از 600 كيلومترمربع از مناطق اشغالي پس از بررسي هاي لازم در منطقه طرح ريزي و اجرا كنند. همچنين آن بزرگوار پس از عمليات تپه چشمه در فروردين ماه 1360 جهت اجراي عمليات بعدي (فتح المبين) طرح ابتكاري حفر كانال در زير كانال هندلي عراق را ارائه مي دهد و طرح ريزي مي كند كه اجراي اين طرح در جريان عمليات فتح المبين (فروردين ماه 1361) باعث پيروزي و موفقيت كامل نيروهاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.(6)
  شهيد سرتيپ خلبان جوادفكوري با نوآوري در زمينه استفاده از موشك هوا به زمين (ماوريك) متعلق به هواپيماي اف-4 به جاي موشك (تاو) بالگرد به دليل كمبود موشك تاو براي بالگردهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران و همچنين طرح ابتكاري در اجراي عمليات 140 فروندي توسط خلبانان ارتش به فاصله فقط 10 ساعت از حمله رژيم عراق به كشورمان و طرح هاي ابتكاري ديگر باعث زمينگير شدن نيروهاي مهاجم عراقي و پيروزي هاي درخشان نيروهاي جمهوري اسلامي ايران مي شود.
  نمونه هاي بسياري از اين موارد در حماسه آفريني هاي ساير فرماندهان و نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران طي دوران دفاع مقدس مشاهده مي شود كه الحمدالله با پايان يافتن جنگ و شروع دوران سازندگي نيز نيروهاي ارتش در بخش هاي مختلف زميني، هوايي و دريايي با تلاش و كوشش و نوآوري خود در مسير پيشرفت و شكوفايي كشور گام برداشته اند و اكنون تحت رهبري مدبرانه مقام معظم رهبري و با توجه به فرمايش آن بزرگوار بر امر نوآوري و شكوفايي در كشور همه افراد اين نيروي دلير و استوار جمهوري اسلامي ايران هرچه مصمم تر و باتوان بيشتر راه پيشرفت و شكوفايي را خواهند پيمود.
    پي نوشتها:
    -1 ناگفته هاي جنگ، احمد دهقان، نشر شاهد، 1381
    -2 پاكباز عرصه عشق، انتشارات سازمان عقيدتي سياسي ارتش، 1380
    -3 شير صحرا، عليرضا پوربزرگ، مركز اسناد انقلاب اسلامي، 1382
    -4 اعجوبه قرن، انتشارات عقيدتي سياسي نيروي هوايي ارتش، 1377
    -5 ردپاي پير، عليرضا پوربزرگ، انتشارات خادم الرضا(ع)
    -6 امير خستگي ناپذير، احمد حسينيا، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي و همچنين سيري در جنگ ايران و عراق، محمد دروديان، مركز مطالعات و تحقيقات جنگ

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:30  توسط م  | 
 رهبر معظم انقلاب اسلامي طي سنت 13 سال گذشته - سابقه اين موضوع به سال 73 باز مي گردد - در پيامي به مناسبت آغاز سال 1387، امسال را سال “نوآوري و شكوفايي” ناميدند و تصريح كردند: “امسال بايد فضاي نوآوري، كشور را فرا بگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي، كارهاي نو و ابتكاري و راه هاي ميانبر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حكمت در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود.”


    مطالب كوتاه و مختصري را در زمينه نامگذاري امسال 
   ۱- نامگذاري سال ها در جهان، امر بي سابقه اي نمي باشد به عنوان مثال مجمع عمومي سازمان ملل براي هر سال نامي را بر مي گزيند و اين مهم از سال 1975 به صورت يك رويه انتخاب و تاكنون نيز ادامه داشته است. سال كودك، سال زنان، سال حقوق بشر، سال گفتگوي تمدن ها و ... از جمله اين نامگذاري ها به شمار مي آيد. به تعبير يكي از همكاران مطبوعاتي، گاهي اوقات سازمان ملل پيشاپيش نيز به نامگذاري اقدام مي كند. مثل زماني كه اين سازمان براساس پيشنهاد يونسكو در سال 2005، در اواخر سال 2007، سال 2009 را “سال نجوم” ناميده و اهداف و برنامه هايي را نيز به همين مناسبت پيش بيني كرده و تدارك ديده است.
  بنابراين نامگذاري سال ها چيز عجيبي نبوده و مراكز معتبر جهاني نيز به اين ا مر اعتقاد داشته و دارند و تاكنون در اين مسير گام هاي موثر و مفيدي برداشته اند تا به اهداف از پيش تعيين شده نايل آيند.

  ۲- نوآوري و تحول يكي از مولفه هاي قدرت در قرن بيست و يكم محسوب مي شود و در جهان پرشتاب امروز و كاروان بشري هر مردمي و هر ملتي كه در مسير حركت خود نوآوري و تحول داشته است قادر بوده به درجه اي از رشد و شكوفايي برسد. نبايد ترديد نمود كه نوآوري مقدمه و شرط لازم براي شكوفايي است و با نگاه تيزبين به تمدن هاي بشري چه در گذشته و چه درحال، در مي يابيم كه ريشه هاي تمدن ها بر پايه نوآوري شكل گرفته است و اگر امروزه علم و تكنولوژي و دانش روز مولفه قدرت قرار مي گيرد به خاطر بدايع و پيچيدگي هايي است كه در نوآوري ، خود را نشان مي دهد.

  ۳- رهبري معظم انقلاب به درستي به موضوع مهم و استراتژيك شكوفايي توجه كرده و آن را هدف هم ارز نوآوري در سال 87 قلمداد نموده اند.
  پيام نوروزي 87 حضرت آيت الله خامنه اي عميقا قابل درك است و به اين نكته اساسي كه شكوفايي محصول پياده شدن صحيح يك فرايند است و نمي توان با دستور و فرمان، حصول شكوفايي را خواستار شد توجه داشته اند. و اين بدان معني است كه نمي توان با دستور و فرمان، كشور را به شكوفايي رهنمون ساخت بلكه اگر فرايند هاي تمهيد شده، دقيق، هوشمندانه و كارشناسي شده باشند و به درستي از سوي مجريان صالح اجرا شوند مي توان انتظار پديد آوردن شكوفايي را داشت.

 ۴- هر ملتي كه مي خواهد در عرصه نوآوري و شكوفايي وارد شود و وظيفه خود را به عنوان بخشي از جامعه بشري انجام دهد و را ه هاي بهره مندي خود را از زندگي مطلوب تر فراهم كند، چاره ا ي جز تلاش و توليد انديشه و فكر ندارد.
  براي اينكه جامعه اي بتواند به مرحله شكوفايي و نوآوري برسد به يك سلسله مقدمات اجتماعي، فرهنگي، سياسي، علمي و اقتصادي نيازمند است و اگر اين مقدمات تدارك ديده نشده باشد به راحتي نمي توان به يك نوآوري دست يافت و يا به شكوفايي رسيد.

 ۵- اگر به عمق سخنان حكيم فرزانه انقلاب دقيق شويم، پيام عمده آن، اين است كه كشور بايد پيشرفت داشته و اين پيشرفت بايد ناظر به حركت علمي، اقتصادي و فرهنگي ساير كشورها باشد. دولت ها و ملت هاي ديگر ساكن و بي حركت نمانده اند. مردم دنيا در حال پيشرفت هستند. اگر قرار است ايران به قدرت برتر منطقه تبديل شده و يكي از كشورهاي پيشرفته و مقتدر دنيا شود، بايد شتاب اين حركت را بيشتر نمود تا مسير و پيشرفت براي جامعه ما كوتاه تر گردد. و صد البته مردم ما پيشرفتي را طلب مي نمايند كه با عدالت همراه باشد، زيرا ايده مكتب گرانقدر اسلام پيشرفت همه جانبه در عين تحقق روزافزون عدالت است.
  نگارنده اعتقاد راسخ دارد كه پيشرفت بدون عدالت، فاصله طبقاتي را افزايش مي دهد و عدالت بدون پيشرفت، توزيع فقر است. بنابراين نظام ديني مبتني بر مكتب اسلام، هميشه در پي پيشرفت و عدالت بوده و هيچ گاه له شدن فقرا زير چرخ توسعه را تجويز و تائيد ننموده است.
  بار ديگر نگارنده تاكيد مي نمايد كه كشور راهي جز پيشرفت همراه با عدالت ندارد و حركت در اين مسير در درجه اول نيازمند اعتماد به نفس ملي و نوآوري در مديريت كلان كشور است. بايد براي تمام استعدادها و ظرفيت هاي موجود، امكان مساوي و برابر فراهم كرد تا با پشتيباني ملت كارهايي كه طي سال هاي گذشته در اين كشور صورت گرفته به شكوفايي برسد.

 ۶- مسئولين، موتور حركت بحث شكوفايي و نوآوري در كشور هستند. حركت در اين مسير بايد با مسئولين شروع شود، مسئولين بويژه قوه مجريه بايد در سايه برنامه ريزي و سياستگذاري در جهت هماهنگي بخش هاي مختلف تلاش كنند.
    با عنايت به توضيح چند سطر فوق تحقق نوآوري و شكوفايي در سال جديد بهره گيري دولت از همه ظرفيت هاي خود و بخش خصوصي بدون تنگ نظري، ضروري است. راقم اين سطور سفارش مي نمايد در اين مسير بايد تنگ نظري ها و احتياط هاي غير لازم كنار گذاشته شود و با گشاده رويي و استقبال از همه توانمندي ها، راه شكوفايي گشوده گردد. به صراحت به مردم عزيزمان مي گوييم با داشتن نيروي انساني جواني كه داريم، در سايه مباني انقلاب اسلامي مي توانيم به مدارج شكوفايي و نوآوري نايل شده و در اين زمينه به خودباوري برسيم، چنانچه در طول سه دهه از عمر انقلاب اسلامي اين موضوع را بارها به اثبات رسانده ايم و اكنون در آغاز دهه چهارم از عمر انقلاب اسلامي، كه فضاي كشور را فضاي نوآوري و شكوفايي فرا گرفته است؛ همه مسئولان موظف هستند تا با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي كارهاي نو و ابتكاري و را ه هاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حكمت در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود

  ۷- سال 87 با قدري تسامح، سال پاياني دولت نهم است. سال آينده سال انتخابات دوره دهم رياست جمهوري است، بايد دولت نهم در سال 87 نتيجه اقدامات، تلاش ها و تدبيرهايش را به ظهور برساند. سال 87، سال آغاز به كار مجلس هشتم نيز هست، مجلسي كه بايد برنامه پنجساله پنجم كشور را از تصويب بگذراند و براي تحقق چشم انداز بيست ساله و اجراي هرچه بهتر اصل 44، اقدامات درخوري را انجام دهد. ضمن آنكه دولت دهم نيز در زمان مجلس هشتم حيات مي يابد.
    و مقدمات آن در سال 87 رقم خواهد خورد. از اين منظر سال 87 براي مجلس شوراي اسلامي، سال “شكوفايي” است.

 در خاتمه اظهار اميدواري مي شود؛
  همه مسئولان در هر پست و منصبي كه هستند بايد در سال جاري تلاش نمايند دستگاه تحت مديريتشان به نوآوري و شكوفايي بيشتري دست پيدا كند. تا كشور عزيزمان در عرصه هاي بين المللي به پيشرفت هاي بيشتري دست يابد.
  بايد بدانيم كه زمان، محدود است و خلاقيت و ابتكار نبايد در جلسات و تصميم گيري ها “تلف” شود و افرادي بخواهند با راه اندازي ستاد و تشكيلاتي “وقت” و “زمان” را هدر دهند بنابراين توجه جدي به “زمان” و “وقت”، خود يك نوآوري است و بايد از وقت كشي پرهيز گردد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:28  توسط م  | 
 نوآوري و شكوفايي يكي از مهمترين راهكارهايي است كه ما را به سمت توسعه متوازن و پايدار سوق مي دهد، چون در بستر خلاقيت، ابتكار و نوآوري است كه به شكوفايي مي رسيم و مي توانيم مسير توسعه همه جانبه را با صلابت و استواري تمام طي كنيم و برداشته هاي علمي، پژوهشي، فرهنگي، اقتصادي و حتي سياسي خود تكيه نماييم.
 با اين حال مقام معظم رهبري با درايت و هوشمندي تمام و با توجه به نياز جامعه امروز ايران اسلامي، سال 1387 را سال نوآوري و شكوفايي ناميدند و تصريح فرمودند:«امسال بايد فضاي نوآوري كشور را فرا بگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي، كارهاي نو و ابتكاري و راه هاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حكمت در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاش ها شيرين شود.»

  پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب حاوي توصيه ها و انتظاراتي است كه نقش اقشار گوناگون ملت ايران و مسئولان به خصوص اصحاب فكر وانديشه را در انجام مسئوليت خطير پيشرفت كشور مشخص مي كند.
 لزوم چنين توصيه ها و انتظارات مهمي هنگامي اهميت خود را بيشتر نشان مي دهد كه طبق فرمايشات رهبري، مي بايستي پاسخگويي به آن را درحيطه تكاليف ديني و الهي به شمار آورد، از طرف ديگر هم امسال نظام جمهوري اسلامي سي امين سال حيات خود را تجربه مي كند و با اندوخته اي سي ساله در دفاع از استقلال و عزت ملي وحركت به سمت اعتلاي علمي و عملي در تمامي زمينه ها لازم است كه به موضوع نوآوري و شكوفايي در ابعاد مختلف جامعه توجه داشته باشد و بر تحقق كامل آن تلاش نمايد.
    
برآورد انتظارات رهبري
 مقام معظم رهبري درپيام نوروزي خود دو انتظار را مطرح نمودند:«يكي از دو انتظار من درسال 1387، نوآوري در بخش هاي مختلف و دستگاه هاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي و خدماتي كشور از جمله در ديپلماسي، حركت به سمت علم و تحقيق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهاي محروم، و در آباداني كشور است؛ انتظار دوم درسال جاري اين است كه فعاليت هايي كه درسال گذشته انجام شده و كارهايي كه دولت درسال هاي اخير انجام داده» به نتيجه و شكوفايي برسند و كام مردم از نتيجه اين فعاليت ها و تلاش ها شيرين شود، بنابراين امسال را سال «نوآوري و شكوفايي» مي نامم.»
  براي ايجاد فضاي خلاقيت و نوآوري، روش هاي متعددي توسط صاحب نظران علوم تربيتي،آموزشي ارايه شده است.
  «حسن زماني» نماينده مردم ملاير در مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه مديران و مسئولان كشورمان بايد نوآور باشند، مي گويد:«نوآوري مسئولان بايد به شيوه اي باشد كه آثار آن در زندگي اقتصادي آحاد مختلف مردم به خوبي نمايان شود و همين امر سبب شود تا با مشكلات كمتري روبرو شويم، از همين رو مقام معظم رهبري سال 87 را با اين عنوان نامگذاري نمودند تا براي بهره گيري بيش از پيش از فرصت هاي سال جاري تلنگري به مسئولان باشد.»
  زماني مي گويد:« با يك حركت معمولي نمي توان به اهداف كشور در زمينه نوآوري دست پيدا كرد بلكه اين مسئله نياز به تحقيقات كارشناسي و برنامه هاي مدون دارد و مسئولان بايد بسترساز نوآوري دركشورمان باشند.»
    
نقش مديريت درنوآوري
 مديران و برنامه ريزان كشور درايجاد فضاي نوآوري و خلاقيت نقش مهم و موثري مي توانند داشته باشند كه بسترهاي ايجاد فضاي نوآوري توسط مديران مي تواند عوامل متعددي داشته باشد.
  نماينده مردم ملاير درمجلس شوراي اسلامي دراين باره مي گويد:«مديران بايد از نوآوري برخوردار باشند و اگر اهل نوآوري نيستند، از كساني دراين زمينه بهره ببرند تا در اين راستا اطلاعات داشته باشند و بتوانند به كارهاي ناتمام جامه عمل بپوشانند و انتظار مطرح شده توسط مقام معظم رهبري را پاسخ دهند.»
  وي نوآوري و شكوفايي را دو عامل مهم در تحول و پيشرفت ملت ها مي داند و مي گويد:« شكل گيري فرهنگ و تمدن ملي درهر سرزميني مرهون نوآوري و شكوفايي درزمينه هاي مختلف علمي، آموزشي، فرهنگي وخدمات اجتماعي است و اين مهم يك ضرورت و نياز اساسي درعصر حاضر محسوب مي شود، دراين مسير تمامي مسئولان، نمايندگان مجلس و آحاد مردم بايد زمينه تحقق پيشرفت و عدالت اجتماعي را فراهم كنند.»
    
درسال نوآوري خمودگي بي معناست
  درفرهنگ معين واژه نو به معني تازه و جديد درمقابل كهنه و كهن مطرح شده و در لغت نامه دهخدا آنرا به معني عمل نوآور، ابتكار، ابداع و بدعت گذاري آورده است. اما در ادبيات مديريت واژه نوآوري از منظر اصطلاحي به معني فرآيند كسب انديشه اي خلاق و تبديل آن به محصول، خدمت يا يك روش عملياتي مفيد است، اما عموماً نوآوري محصول خلاقيت است و تا خلاق نباشيم نمي توانيم نوآور باشيم.
  «علي بنايي» نماينده مردم قم در مجلس شوراي اسلامي مي گويد:«درسالي كه به نام سال نوآوري و شكوفايي از سوي مقام معظم رهبري نامگذاري شده است بايد با عمل مشكلات را رفع كرده و از بيان حرف ها بپرهيزيم، چرا كه بعد از گذشت 3 دهه از انقلاب، امروزه مردم انتظار دارند تا اثرات آن را ببينند و اين موضوع بايد با نوآوري به مردم ارائه شود.»
  نماينده مردم قم مي گويد:«سال نوآوري و شكوفايي سالي است كه بايد مسئولان پاسخگوي نيازهاي مردم باشند و مشكلات آن ها را در تمام زمينه ها از جمله مشكلات اقتصادي، تورم و فرهنگي رفع كنند.»
  نماينده مردم قم درمجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه نامگذاري امسال همراه با شادابي است، مي گويد:«نوآوري و شكوفايي به دور از خمودگي و ركود است و بايد مسئولان با بالندگي و تفكري جديد مشكلات را برطرف سازند، بايد حرفها را كنار گذاشت و درعمل به رفع مشكلات بپردازيم و در فعال سازي بالندگي درجامعه بيش از پيش بكوشيم.»
  بنايي ضمن اشاره به حضور نيروهاي خلاق و توانمند درجامعه مي گويد:«نيروهاي بسيار خلاقي در سطح كشور فعاليت مي كنند كه بايد از قدرت آن ها استفاده كرد و با استفاده از تفكر جديد آن ها نوآوري را در اين عرصه نيز تجربه كرد.»
 بنايي در پاسخ به اين سؤال كه درسال نوآوري و شكوفايي مجلس شوراي اسلامي چه نقشي خواهد داشت، مي گويد: «مجلس هشتم بايد در فعاليتهاي خود نوآوري هاي خوبي داشته باشد، چراكه اين مجلس حاصل دستاورد 7 مجلس گذشته است و از اين رو بايد با بهره گيري از تجربيات دوره هاي گذشته مجلس و با نوآوري و رويكردي تازه و نو در رفع مشكلات مردم و جامعه اسلاميمان تلاشي مضاعف داشته باشيم.»
    
نوآوري در دستيابي به سند چشم انداز 20ساله نظام
 درسال جاري و با تحقق پيام نوروزي مقام معظم رهبري مبني بر نوآوري و شكوفايي مي توان گام هاي بلندي درخصوص دستيابي به اهداف تبيين شده سند چشم انداز 20 ساله نظام مقدس جمهوري اسلامي برداشت.
 «محمدرضا كاشاني زاده» كارشناس امور اجتماعي و استاد دانشگاه مي گويد: «نوآوري و شكوفايي در ذات خود تلاش و جهاد مستمر براي رسيدن همه جانبه به قله هاي پيشرفت را نهفته دارند، ازطرفي هم انقلاب اسلامي دهه سوم خود را پشت سر مي گذارد يعني اينكه امروز ما با يك تجربه 30 ساله بايد به دنبال نوآوري در روش ها و شكوفايي در آرمان هاي اساسي انقلاب باشيم و اين انتخاب مقام معظم رهبري بسيار بجا و حساب شده مي باشد، چون مردم اين انتظار را از مسئولان دارند كه كشور را به سمت بهره گيري از تمام ظرفيت ها و امكانات سوق دهند.»
  اين استاد دانشگاه به تحقق چشم انداز 20 ساله نظام در سايه نوآوري و شكوفايي اشاره مي كند ومي گويد:«به عقيده من اگر قرار است كه ما در آينده اي نزديك طلايه دار منطقه باشيم و حرف اول رادر تمامي زمينه ها بزنيم و حرفي براي گفتن داشته باشيم. بايد به تحقق هرچه سريعتر و بهتر سند چشم انداز 20ساله نظام توجه كنيم وبدون شك سند چشم انداز تحقق نمي يابد مگر اينكه ما از روحيه اي خلاقيت محور و نوآور در تمامي اركان كشور برخوردار باشيم، پس بنابراين بايد گفت كه نوآوري و شكوفايي مسير مارا براي رسيدن به اهداف سند چشم انداز هموارتر مي كند.»
    
خلاقيت و ابتكار با نيروهاي متخصص
 توانايي و تخصص نيروي انساني مهمترين سرمايه ايجاد نوآوري در كشور محسوب مي شود. كارشناسان معتقدند دولتمرداني كه از نيروهاي انساني آموزش ديده و متخصص و كاردان استفاده مي كنند دولتمرداني توانمند با ارزش افزوده بالاهستند.
 به بيان ديگر بايد گفت مسئولاني كه قادرند ديدگاه هاي ناشناخته به مسائل را با راه حل هاي منحصر به فرد ارتقاء دهند و همچنين مي توانند شيوه هايي نوين براي تبديل ايده هاي خلاق به نتايج مفيد را به كار برند، مسئولان نوآور و خلاق محسوب مي شوند.
 يك مدير سينماي مستند مي گويد: «وظيفه اصلي نوآوري و شكوفايي بر دوش جوان هاي اين مملكت است، جوان ها پويا هستند و اين قابليت را دارند كه با جسارت بيشتري درعرصه نوآوري حضور پيدا كنند، اما دراين خصوص بايد ريسك پذيري را چندبرابر كرد، چون با احتياط دچار روزمرگي شدن نمي توان نوآوري و ابتكار و خلاقيت داشت.»
 وي مي گويد: «بايد جوانان را در سال جديد به سمت خلاقيت و نوآوري حركت دهيم تا به دنبال جهش و انگيزه براي دستيابي به طرح هاي نو و شكوفايي در عرصه هاي علمي، فرهنگي و اقتصادي باشند. ازطرفي هم تحول و نوآوري در سيستم مديريتي كشور در هر زمينه اي ايجاد انگيزه درپيشرفت مي كند.»
    
جشنواره نوآوري و شكوفايي برگزار مي شود
 مسئولان دولتي در سال نوآوري و شكوفايي برنامه هاي زيادي را در دست اقدام دارند، از جمله آنها برگزاري جشنواره نوآوري و شكوفايي است كه همزمان با سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي برگزار مي شود و قرار است از 30 نوآور و 30 مظهر شكوفايي تقدير شود.
 صادق واعظ زاده، معاون علمي و فناوري رئيس جمهور در يك نشستي خبري از برگزاري اين جشنواره خبر داده و مي گويد: «براي اولين بار شمار بسيار زيادي از ابداعات و اختراعات نوآوران در يك محيط مناسب به متقاضيان سرمايه گذاري عرضه مي شود، دراين جشنواره همچنين نسبت به طرحهايي كه مبتني بر علم و فناوري به نتيجه نهايي رسيده به عنوان مظهر شكوفايي ملي اطلاع رساني خواهدشد. دراين جشنواره كه همزمان با سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي برگزار مي شود از 30 نوآور برجسته و از 30 مظهر شكوفايي تقدير ويژه به عمل مي آيد، ضمنا اين جشنواره علاوه بر مركز، در استان هاي كشور نيز برگزار مي شود.»
 معاون علمي وفناوري رئيس جمهور با تاكيد بر اينكه نوآوري و شكوفايي محدود به عرصه علم و فناوري نمي شود، مي گويد: «نوآوري درهمه عرصه هاي اداري، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي ضروري است، اميدواريم با توجه به هدف هايي كه ذكر شد سال جاري سال بسترسازي براي نوآوري مستمر و ممتد در همه زمينه ها و سال آغاز حركت هاي نوآورانه و بزرگ باشد.»
 برگزاري چنين جشنواره هايي بدون شك مي تواند در تشويق جامعه خصوصا جوانان به سمت تحقق نوآوري و شكوفايي موثر و مفيد باشد، چرا كه اين قبيل اقدامات خود بسترساز خلاقيت و نوآوري در كشور اسلاميمان خواهد شد و جامعه جوان ايران را به اين سمت حركت مي دهد.
    
مسابقه بزرگ ايده هاي نو
 اما در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هم دست به ابتكار و نوآوري زده و اقدام به برگزاري مسابقه بزرگ ايده هاي نو در حوزه هاي صنايع دستي، ميراث فرهنگي و گردشگري كرده است.
  اسفنديار رحيم مشايي، رئيس اين سازمان دراين باره مي گويد: «به مناسبت نامگذاري سال جديد به نام نوآوري و شكوفايي، سازمان ما اقدام به برگزاري مسابقه بزرگ ايده هاي نو در سه حوزه ميراث فرهنگي، صنايع دستي وگردشگري كرده و طي ماه هاي آتي زمان قطعي آن به اطلاع عموم مردم مي رسد و تمام كساني كه ايده هاي جديدي در زمينه توسعه گردشگري، حمايت از ميراث فرهنگي و توسعه صنايع دستي در كشور دارند مي توانند دراين مسابقه شركت كنند و احتمالااين مسابقه در يكي از شبكه هاي تلويزيوني كشورمان پخش خواهدشد، ضمنا ما همواره پذيراي افرادي هستيم كه طرح ها و ايده هاي جديدي براي توسعه بيشتر اين حوزه ها در كشور دارند.»

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 1:7  توسط م  | 
امسال توسط رهبر انقلاب اسلامي، سال نوآوري و شكوفايي نامگذاري شده است.
    اگر آحاد جامعه موفق شوند كه از استعدادهاي وجودي خويش و ظرفيتها و توانايي هايشان بخوبي بهره برداري نمايند به «خودشكوفايي» رسيده و از اين رهگذر جامعه نيز پويا و رشد يافته مي شود.
    در مقاله حاضر نويسنده كوشيده است نگاهي گذرا به اين مقوله داشته باشد.
    مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم.
    شخصيت انساني از پيچيدگي هاي بسياري برخوردار است. اين پيچيدگي در جامعه انساني نيز خود را نشان مي دهد. ظرفيت هايي شخصيتي در جامعه به شكل ظرفيت هاي اجتماعي خود را نشان مي دهد. از اين روست كه نمي توان از ظرفيت ها و توانمندي هاي اجتماعي سخن گفت و از ظرفيت هاي انساني چشم پوشيد.
    اين نگرش بر اين باور است كه ميان فرد و اجتماع و شخصيت فردي و جامعه و تاريخ انساني ارتباط فراتر از آن است كه بتوان از هر يك به تنهايي سخن گفت. در نگرش و تحليل قرآني انسان موجودي فراتر از هر موجودي است كه در تصور و حتي تخيل انساني بگنجد؛ زيرا وي را خليفه و جانشين خدا بر هستي دانسته است. اين بدان معناست كه غير از خداوند تبارك و تعالي هيچ موجودي را نمي توان يافت كه در حد و اندازه هاي انساني پديد آمده و آفريده شده باشد.
    
    انسان، موجود منحصر بفرد
    در آيات قرآني بر اين نكته تاكيد شده است كه وي موجودي است كه همه اسماي الهي را در خود به شكل نرم افزاري و غيرفعال دارا مي باشد؛ تلاش هاي انساني در يك فرآيند آن را به شكوفايي و باروري مي رساند. اسماي الهي در تفسير و تحليل قرآني به معناي ظرفيت هايي است كه در انسان به شكل قوه در ذات وي نهاده و سرشته شده است. از اين روست كه انسان از همه چيزها، قدرت ها و ظرفيت هايي برخوردار است كه در خداوند به فعليت در آمده است. اگر الوهيت مطلق و ربوبيت مطلق خداوندي را كناري بگذاريم هم از الوهيت و ربوبيت طولي مقيد برخوردار مي باشد و هم از ديگر قدرت هاي الهي چون قدرت، خالقيت، زنده كردن و ميراندن و تعليم و تزكيه و تكليم و تهذيب و امور ديگري كه جزو قدرت هاي خداوندي شمرده مي شود. از اين روست كه خداوند مديريت و تدبير هستي و موجودات آن را حتي موجودات برتر فرازميني و فرامادي چون فرشتگان و جنيان را به عهده او گذاشته است و انسان كامل به خلافت از سوي خداوند همه آن ها را ربوبيت كرده و به كمال شايسته ايشان مي رساند.
    البته اين زماني است كه شخص خود در تلاشي كه در اصطلاح قرآني به آن كدح مي نامد در يك فرآيند زماني بكوشد تا سرمايه هاي سرشته در ذات خويش را به فعليت رساند. در روان شناسي بر اين نكته تاكيد مي شود كه انسان در چند مرحله خود را به كمال مي رساند. اين كمال رساني در دو جنبه مادي و معنوي و نيز در دو حوزه شخصيت فردي و اجتماعي است. وقتي انسان در يك فرآيند با تلاش و كوشش خود توانست تا اسماي الهي را در خود به فعليت رساند به مقام خلافت انساني دست مي يابد و شخص برتر را شكل مي بخشد كه توانايي مديريت بر هستي را دارا مي باشد.
    
    شكوفايي افراد در جامعه
    در حوزه اجتماعي نيز اين گونه است شخص در يك فرآيندي شخصيت و هويت اجتماعي خود را شكل مي بخشد و توانايي همگرايي و بهره گيري از مواهب اجتماعي را برخوردار مي شود. مجموعه اي كه از انسان هاي كامل هر چند در بخش عمده اي از توانايي ها و ظرفيت ها به وجود مي آيد و در اصطلاح قرآني از آن ها به جامعه ايماني ياد مي شود، جامعه برتر و نمونه اي است كه به شكوفايي رسيده است. شكوفايي در جامعه برتر به معنا و مفهوم بهره گيري از همه ظرفيت هاي فعليت يافته در جامعه است و اگر بخواهيم براي آن همانندي بيابيم مي توان به خودشكوفايي در روان شناسي شخصيت انساني اشاره كرد. خود شكوفايي به معناي آن است كه شخص از همه ظرفيت ها و توانمندي هاي خويش بهره گيرد. در اين حالت است كه نوعي اعتمادبه نفس و عزت نفس در آدمي پديد مي آيد كه وي را از ديگري بي نياز مي كند. اين عدم وابستگي به ديگري به معناي منفي آن نيست بلكه به معنا و مفهوم آن است كه شخص مي خواهد از همه ظرفيت هاي خويش بهره گيرد و اگر از ديگري نيز بهره مي گيرد و به واسطه آنان برخي از نيازهاي فردي خويش را پاسخ مي دهد در حقيقت بخشي از همان توانايي بهره گيري از ديگري است كه هر كسي از آن برخوردار نمي باشد مگر آن كه بتواند شخصيت خويش را به گونه اي بسازد كه وي را موفق به كنترل و مديريت ديگري كند. اين گونه است كه شخص با اعتماد به نفس كامل و به دور از هرگونه وابستگي ذلت گونه مي تواند از بهترين شيوه تحمل ديگري و ارتباط و بهره گيري از توانمندي هاي آنان خود را به سوي كمال بكشاند.
    
    بكارگيري همه قوا و ظرفيتها
    چنين حالتي را نيز مي توان در جامعه ايماني و نمونه برتر يافت. جامعه برتر با عزت و اعتمادبه نفس نه تنها از ظرفيت ها و توانمندي هاي خودي و شهروندان خود بهره مي گيرد بلكه با مديريت و تدبير برخاسته از ايمان از توانايي و ظرفيت هاي موجود در دشمن نيز به نفع خود سود مي برد. چنين مسئله اي را پيامبر(ص) به اشكال مختلف بيان داشته است كه يكي از آن ها مسئله به كارگيري از ظرفيت هاي شيطان براي اهداف خدايي خود و جامعه ايماني بوده است. آن حضرت(ص) در روايتي مي فرمايد: اسلم شيطاني بيدي؛ شيطاني من به دست من اسلام آورد و تسليم گرديد. به اين معنا كه من حتي توانستم دشمن خويش را براي اهداف خود رام كنم و از آن بهره گيرم. اگر مسئله اسلام آوري را در اين جا نپذيريم بي شك تسليم و مديريت شيطان و قواي دشمن در آن به خوبي نمودار است. اين شيطان كه در روايت بيان شده است مي تواند ابليس باشد و مي تواند قواي شيطان باشد كه فجور را الهام مي كند و آدمي را به سوي هواهاي نفساني سوق مي دهد. بنابراين آن حضرت در هر حال توانست دشمن خويش را براي اهداف ايماني و كمالي خويش به كار گيرد. جامعه ايماني مي بايست اين گونه باشد و بتواند خود را براي رسيدن به اهداف خويش از هر گونه امكانات و ظرفيت هاي جامعه و حتي دشمنان خويش بهره گيرد.
    پس از شكوفايي و بهره گيري از ظرفيت هاي آن چه مهم و اساسي است پاسخ گويي به نيازهاي نوشونده است. همان گونه كه شرايط زماني و مكاني و تغيير مقتضيات عصري چيزهاي جديدي را مي خواهد و مي طلبد پاسخ هاي نوين و تازه اي نيز نياز است تا به اين خواسته ها و شرايط پاسخ هاي درخور دهد. اين پاسخ مي بايست بر پايه اصول و ارزش هايي باشد كه جامعه را ساخته و به مقام شكوفايي رسانده است. جامعه بر پايه بينش و نگرش ها و نيز ارزش ها و اصول خاصي توانسته است به اين شكوفايي برسد. از اين مرحله نيز مي بايست براساس همان ارزش ها و اصول پاسخ هاي درست و راهكارها و سازوكارهاي راستي را يافت كه بتواند به شرايط زماني پاسخ دهد.
    
    گستره نوآوري
    تاكيد بر پاسخ مبتني بر اصول و ارزش ها از آن روست كه همين بينش ها و نگرش ها و ارزش ها بوده است كه توانسته جامعه را تا اين مرحله پيش برد و هر گونه تغيير در اصول و ارزش ها مي تواند نه تنها بازدارنده بلكه واپس گرايانه باشد و حتي همگرايي جامعه را با خطر بحران هويت مواجه سازد. اين نوآوري ها مي تواند در روش ها و يا برخي از اصول غيرثابت و متغير انجام شود. به اين معنا كه مي تواند در روش ها و شكل ها باشد و هم مي تواند در برخي از ماهيت ها و محتوايي كه ارتباطي با اصول ثابت ندارد و بنياد آن را دگرگون نمي كند اتفاق بيافتد.
    قرآن اين گونه مسائل را در داستان تاريخ بشر كه از آدم تا خاتم(ص) گزارش كرده آورده است. قرآن بيان مي كند كه خداوند در هر عصري مجموعه اي را فروفرستاده است كه از آن به عنوان منهاج و روش هاي نوشونده ياد كرده است تا براي هر عصر تاريخي بتواند مفيد و سازنده باشد و فرد و جامعه را به سوي كمال شايسته پيش برد. از اين رو سخن از شريعه به ميان مي آيد؛ به اين معنا كه جامعه بتواند خود را با بخشي از محتواي جديد همراه با روش هاي تازه به كمال برساند. به هر حال آن چه جامعه برتر ايماني در اين زمان نياز دارد آن است كه نيازهاي نوشونده خويش را با بهره گيري از اصول و ارزش ها پاسخ هاي در خور دهد و از همه ظرفيت هاي موجود بهره گيرد.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 8:53  توسط م  | 

مسئله پایداری انقلابها همواره یکی از مباحث مورد علاقه و توجه جامعه شناسان سیاسی بوده است. نتیجه پژوهش محققان این حوزه اما اغلب به نتیجه ای متضاد با عنوان پژوهشی انجامیده است: "انقلابها ناپایدارند"؛ واقعیتی عینی که "کربن برینتون" از آن با عنوان "ترمیدور" یا همان "حرکت دوری انقلابها" و به مثابه مفهومی نسبی و مشکّک یاد می کند. اين حقيقتي است كه درستي آن را تقريباً در تمامي انقلاب هاي مدرن مي توان ديد. 

اگر سلطنت طلبان فرانسه و سپس ژیروندنها به تیغ ژاکوبنها به رهبری دانتون و روبسپیر در انقلاب فرانسه گرفتار آمدند، زمان زیادی نگذشت که این آتش به میانه انقلابیون افتاد و دانتون به حکم روبسپیر اعدام شد و کمتر از 6 سال بعد هم این ناپلئون بود که با یک کودتا بساط ژاکوبنها، هبرتیستها و طرفداران بابیوف را برچید و دیکتاتوری سلطنتی را بار دیگر جایگزین مشروطه کرد.

اگر خاندان محافظه کاران سرزمین تزارها -رومانوفها- با قیام بلشویکها سرنگون شد وا نقلاب پرولتاریایی لنین با شعار "صلح، زمین و نان" به پشتوانه کارگران و سربازان و سکوت رضایتمندانه دهقانان پیروز گردید، عمر این دولت هم مستعجل بود و مشکلات اقتصادی و نظامی که عمدتاً ناشی از فرسایشی شدن جنگ جهانی اول بود، تروتسکی را مقابل استالین قرار داد و دیکتاتوری استالین به همراه سیاست اقتصادی نوین در سال 1921، پرده دیگری از حرکت دوری یک انقلاب بزرگ را به نمایش گذاشت.

ماجرای انقلاب 1646 انگلستان نیز بی ربط با مدل برینتون نیست چه آنکه پس از سقوط چارلزها، کرامول، اسکاتلندی ها را شکست داد و با تشکیل حکومت مشترک المنافع انگلیس، 7 سال پس از انقلاب 1646، پارلمان را منحل کرد و در سال 1660 یعنی تنها 16 سال پس از انقلاب، استوارتها در هیئت سلطنت، بار دیگر، به ثمره تلاش هواداران پارلمان نیشخند زدند.

سر دراز قصه "ناپایداری انقلابها" را می توان در انقلابهای الجزایر، نیکاراگوئه و امریکا هم دید. شاید زهر چشم همین تعمیم یافتگی متداول نیز بود که برخی را ترس یا هوس سرنوشت مشابه برای انقلاب ایران در سرانداخت. قرائن موجود هم البته چندان سرناسازگاری با این ترس یا هوس نداشت. از همین روست که رهبر انقلاب تیرماه 86 در دیدار جمعی از کارگزاران نظام تأکید کردند: «شايد بعضيها -حتّى بعضى مخلصين انقلاب، نه بيگانه‏ها و بددلها؛ حتّى نزديكان- در طول بعضى از سالهاى گذشته تصورشان اين بود كه شعارهاى اصلى انقلاب؛ سربلندى اسلام، مسئله‏ى عدالت، مسئله‏ى مبارزه با استكبار، تلاش و مجاهدت براى رفع استضعاف از مستضعفان، ديگر روزگارش تمام شده است! بعضى البته جسارت و گستاخى كردند و همينها را نوشتند و گفتند! اشتباه ميكردند، معلوم بود؛ ميدانستيم اشتباه ميكنند. اما اين گستاخى، دلها را خراش مي داد.»

دوره پس از جنگ تحمیلی و اعمال سیاستهای توسعه گرایانه و شتاب برای پیوستن به کاروان جهانی (جهانی شدن)، زنگ خطری بود که پیش از آن نیز بارها به صدا درآمده بود.

اما اگر روبسپیر و کرامول و بلشویکها خود جاده صاف کن دیکتاوری و ناپایداری انقلابی بودند که در آن نقش ایفا کردند، در ایران، پوست اندازی انقلاب به تولد نسل دوم و سوم اسلامگرایانی انجامید که از قضا در مقابل جبرساختگی مدل برینتون برآمدند. سوم تیر 84 با همین خاستگاه، از جنس یک جنبش اصلاح از درون و بلند کردن مجدد علم شعارهای انقلاب بود. "ترمیدور" به بن بست انقلاب ایران برخورد کرد و دیوار این بن بست آنچنان سفت بود که به تعبیر رهبر انقلاب "آن كسانى كه در طول اين سالهاى وسط ناگهان هيجان زده شدند، اعلام كردند كه انقلاب تمام شد، انقلاب مُرد، امام فراموش شد، خطا كردند، بد محاسبه كردند، اشتباه كردند. انقلاب بانشاطتر شد. ارزشهاى انقلاب زنده‏تر شد. امروز آن كسى كه بيايد بين مردم و شعارهاى انقلاب را مطرح كند، مردم به او رأى ميدهند؛ مردم او را مي خواهند."

زنده تر شدن شعارهای انقلاب ایران در آستانه سی سالگی و تأكيد بر "نوآوري و شكوفايي" به معناي تثبيت و عبور از بحرانها، باب میل بازیگران هم نقش روبسپر، کرامول و استالین در ایران نیست. بازیگرانی که هم عرض تأکید بر "تجدیدنظر طلبی" با ابزار "رفرم"، سازو کارهای خشونت آمیز و شورش های خیابانی را نیز آزموده اند (تیر 78) تا بلکه مدل "کربن برینتون" را به مثابه سرنوشتی محتوم و لایتغیر بنمایانند.

رمز پایداری این انقلاب، ایمان است. پایداری که باید ملازم با شکر آن باشد تا نوآوري و شكوفايي از دل اين شكر بيرون آيد؛ "لئن شكرتم لازيدنكم و لئن كفرتم ان عذابي لشديد" (سوره 14، آيه 7)

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 13:12  توسط م  | 

 در صورت توجه همه قوا و كارگزاران نظام به فرمايش مقام معظم رهبري در پيام نوروزي سال ۸۷ و شناخت درست از ضرورت ها و نيازهاي جامعه، در سال جاري مي توان گام هاي بلندي در جهت پيمودن مسير نوآوري و شكوفايي برداشته و صفحه نويني از كارآمدي نظام اسلامي را دربرابر جهانيان گشود. 
 حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي شان به مناسبت آغاز سال ،۱۳۸۷ نام اين سال را نوآوري و شكوفايي نهادند. 
 مقام معظم رهبري در اين پيام به مسئولان نظام توصيه كردند تا با تلاش، فعاليت هاي انجام شده در بخش هاي مختلف در سال گذشته را به شكوفايي برسانند. 
 رهبر معظم انقلاب اسلامي همچنين ابراز اميدواري كردند كه در سال ۸۷ نوآوري در همه بخش ها فضاي كشور را فرا بگيرد. قطع نظر از ضرورت پيگيري جدي برنامه هاي توسعه كشور از جمله سند چشم انداز ۲۰ ساله نظام، برنامه پنج ساله چهارم و اصل ۴۴ قانون اساسي، جرح و اصلاح و بازنگري در شيوه هاي پيشين يكي از ضرورت هايي است كه براي نوآوري و شكوفايي بيشتر كشور جلوه مي كند. 
 توجه به تجربيات گذشته و تدوين برنامه و نقشه راه براي طي مسير در آينده از الزامات نوآوري و شكوفايي است كه مي توان گفت بدون آن گام گذاشتن در اين مسير نتيجه اي به دنبال نخواهد داشت. قواي مجريه، قضائيه و مقننه كه به عنوان اركان اصلي نظام محسوب مي شوند هر كدام نقش و وظيفه مهم و خطيري در اين مسير دارند كه در اين ميان تبيين وظايف هر يك از آنها بر عهده سران قوا است و در صورت تدوين نقشه راه متناسب با مسئوليت هاي هر قوه مي توان راهي نسبتاً هموار براي تحقق منويات مقام معظم رهبري در سال ۸۷ را فراهم آورد. 
 با موفقيت هايي كه به تازگي نظام در عرصه هاي سياست خارجي و داخلي بويژه برگزاري انتخاباتي پرشور كسب كرده است، پيمودن اين راه آسان تر مي شود اما همواره درهنگام برداشتن گام هاي اساسي بلند ،فراز ونشيب هايي نيز وجود دارد كه شناخت دقيق آنها و آمادگي براي رويارويي با هر كدام از آنها مي تواند ما را به مسير درست رهنمون سازد. به نظر مي رسد پيش از هر چيز بررسي دقيق گذشته و شناخت اساسي نقاط قوت و ضعف و يافتن دلايل پيروزي ها و ناكامي ها و استمرار مسيرهايي كه كارآمدي را افزايش داده است اقدام اساسي در راه نوآوري و شكوفايي محسوب مي شود و برگزاري نشست هاي تخصصي با حضور همه صاحب نظران چه آنها كه در بدنه اجرايي قرار دارند و چه كساني كه خارج از دستگاه اجرايي هستند اما داراي نظر و ايده براي اداره كشور هستند، در اين راه تسهيل كننده است. در اين ميان قوه مقننه كه تنها نهاد قانونگذاري در كشور به حساب مي آيد، نقشي اساسي و تاثيرگذار دارد كه در صورت شناخت واقعي از نقش و تاثير خود و وضع قوانين كارآمد و اجرايي باعث مي شود كه گام هاي قواي ديگر در مسير نوآوري و شكوفايي بلندتر و مطمئن تر باشد. 
  هفتم خردادماه سال جاري عمر مجلس هفتم به پايان مي رسد و مجلس هشتم به طور رسمي كار خود را آغاز مي كند و منتخبان ملت در زمان باقي مانده تا تشكيل مجلس هشتم بايد براي دستيابي به رويه اي مطلوب و مورد توافق با برگزاري نشست هاي هم انديشي، خود را براي حضوري موفق در مجلس شوراي اسلامي در سال نوآوري و شكوفايي آماده كنند. بر اين اساس مجلس شوراي اسلامي با توجه به جايگاه خطيري كه بر عهده داشته و با عنايت به دو وظيفه مهم آن يعني قانونگذاري و نظارت بر اجرا مي تواند در گسترش فضاي نوآوري و شكوفايي در كشور نقش بسزايي داشته باشد و قطعاً هماهنگي قواي مقننه و مجريه مي تواند موفقيت هاي مضاعفي را در سال جاري براي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران رقم بزند. در عرصه سياست خارجي نيز ادامه مسير پيموده شده كه گام گذاشتن در راه عزت و اقتدار نظام اسلامي است با هماهنگي دولت، مجلس و قواي ديگر از ضرورت هاي انكارناپذير است كه در اين زمينه نيز نوآوري يك ضرورت محسوب مي شود كه زمينه ساز شكوفايي و اقتدار بيشتر نظام در عرصه بين الملل خواهد بود.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 18:32  توسط م  | 
این هم طرحی جالب و زیبا از نوآوری و شکوفایی.

تصویر کامل و بزرگ این عکس را اینجا ببینید(کلیک کنید)

نکته:
با خلاقيت و نوآوري در سرمايه‌گذاري و تربيت نيروي انساني متخصص مي‌توان به پيشرفت‌هاي زيادي دست يافت.

 |+| نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 18:5  توسط م  | 
وبلاگ نوآوري و شكوفايي
 |+| نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 10:45  توسط م  | 
رهبر انقلاب با نام‌گذاري سال جديد و تبيين دو هدف مكمل ملي براي دهه چهارم انقلاب، بر شاخص‌هاي پيشرفت و عدالت و اصلاح ساز و كارهاي كشور تاكيد كردند. تعيين نام نوآوري و شكوفايي براي سال جديد، توأم با تعيين شفاف دو هدف راهبردي نظام در دهه چهارم؛ يعني ميل به پيشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روش‌ها و الگوهاي برنامه‌ريزي، مديريت و نظام اجرايي است.

 مقام معظم رهبري با ديد بصير و نافذي كه به مسايل كشور، گذشته و آينده و توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي عظيم اين ملت در عرصه‌هاي علم و دانش و منابع ملي و نيروي انساني دارند، راه عبور از مرحله تجربه را ورود به مرحله شكوفايي و نوآوري دانسته‌اند.

 با نام‌گذ‌اري سال جديد، ادبيات رايج در نظام برنامه‌ريزي و مديريت و فضاي افكار عمومي باید دگرگون شود. بايد بر مبناي نامگذاري سال نوآوري و شكوفايي و ميل به سطوح برتر پيشرفت و عدالت، به ادبياتي با كليد واژه‌هايي مانند، تعامل، مشاركت، انسجام، همفكري و هميار‌ي اهميت بيشتري داده شود.

 در حال حاضر در مقطعي از تاريخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌ايم كه پس از 30 سال تجربه و فراز و نشيب‌هاي گوناگون در عرصه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي و اقتصادي در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شكوفايي هستيم. براي رسيدن به اين هدف عالي و ورود به مرحله شكوفايي حركت‌هاي عادي و تكرار حركت‌هاي گذشته پاسخگو نيست. هر ملتي كه مي‌خواهد در عرصه نوآوري و شكوفايي وارد شود و وظيفه‌ خود را به عنوان بخشي از جامعه‌ بشري انجام دهد و راه‌هاي بهره‌مندي خود را از زندگي مطلوب‌ترفراهم كند، چاره‌اي جز تلاش و توليد انديشه و فكر ندارد. توليد دانش و تكيه بر پژوهش و استفاده از خلاقيت‌ها، مبناي نوآوري در اقتصاد و نظام اجتماعي و شكوفايي استعدادهاي ملي و فراملي است.

 همه افرادي كه به نوعي در تصميم‌گيري و مديريت‌هاي كشور تاثيرگذارند، بايد در روش‌هاي جاري بازنگري كرد و با ابداع و خلق شيوه‌هاي نو و همچنين با نوآوري در عرصه مديريت و برنامه‌ريزي به هدف اصلي براي شكوفايي، پيشرفت و رشد همه جانبه كشور رسيد. ما بايد مبتني بر مدل بومي و ديني خودمان و با اتكا به دانشمندان جوان و فرهيخته‌ي كشور، به كشورهاي پيشرفته‌ي دنيا برسيم. دستگاه‌ها و نهادهاي اجرايي ما شايد از لحاظ ظاهري پيشرفته نشان دهند، اما از لحاظ عملكرد ما هنوز هم مدل سنتي خودمان را داريم و اين شايد يكي از نقاط ضعف ما باشد. بايد به نيروي جوان اعتماد و اعتقاد داشت؛ چرا كه اگر جوان‌هاي باسواد، متخصص و متعهد را در بدنه‌ي دستگاه‌هاي اجرايي، تحقيقاتي و مديريتي جايگزين كنيم به طور قطع به موفقيت خواهيم رسيد؛ ولي اگر بخواهيم با نيروهاي قديمي، كه تفكرشان از ساختاري كه خودشان شكل داده‌اند جلوتر نمي‌رود، ادامه دهيم به پيشرفت نمي‌رسيم.

 تاريخ بشر همواره نشان داده است كه عده‌اي با تلاش زمينه‌ساز فراهم كردن مقدماتي شده‌اند. در يك دوره زماني اين مقدمات به ثمر نشسته و يك فهم، روش، دانش، و يا ابزار جديد براي زندگي جديد فراهم شده است.

 هيچ عرصه‌اي در هيچ زماني نيست كه احتياج به نوآوري و شكوفايي نداشته باشيم؛ چراكه طول راهي كه منجر به رسيدن به مقصد نهايي نوآوري و شكوفايي خواهد شد بيشتر از آن است كه مجموعه‌ بشريت تا به حال آن را پيموده‌ است.

 بنابراين با اصلاح و بهينه‌سازي نظامات اقتصادي و اجتماعي در داخل و ارتقاء جايگاه منطقه‌اي و بين‌المللي، دهه چهارم انقلاب دوره شكوفايي ظرفيت‌هاي بالقوه كشور و نوآوري در عرصه‌هاي پيشرفت و عدالت خواهد بود.
ان شاء الله

 |+| نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 10:59  توسط م  | 
 مقام معظم رهبري:"نوآوری در بخشهای مختلف و دستگاههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و خدماتی کشور از جمله در دیپلماسی، حرکت به سمت علم و تحقیق، گسترش فرهنگ مطلوب در ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهای محروم، و در آبادانی کشور است"

 در اين جملات هم تاكيد هميشگي رهبري در مورد علم و تحقيق، و تلاش در عرصه فرهنگ ديده مي شود.
بايد بيش از قبل در كسب دانش بكوشيم چه آنكه پيامبر اعظم(ص) فرموده است:"هركس درپي دنياست، بايد دنبال علم برود، و هر كس درپي آخرت است بايد دنبال علم برود، و هركس دنبال هردوست، بايد دنبال علم برود"
و امام علي(ع) فرموده اند:"علم گمشده مومن است پس آن را جذب كنيد، حتي اگر از دست مشركان باشد"

 پس مجهز بودن به سلاح دانش براي همه ما لازم و ضروري است؛ و امسال با توجه به بيانات رهبري ايجاد نوآوري در كارها امريست ضروري.
 مهم نيست چه شغلي داريم يا در چه جايگاهي هستيم، همه جا مي توانيم نوآوري هاي جديدي به وجود آوريم.

 رئيس جمهور اولين گام را در جهت نوآوري و شكوفايي برداشت و خبر از طرحي بزرگ داد براي تحول اقتصاد كشور در سال ۸۷ برای ریشه کن کردن نابسامانی‌های موجود اقتصادی.
 محمود احمدي نژاد گفت:"در طول سال ‪ ۸۶‬دولت در یک کار بسیار فشرده و مستمر با حضور صاحبنظران و کارشناسان یک طرح بزرگ تحولی اقتصاد را آماده کرده است. طرحی برای ریشه کن کردن نابسامانی‌های موجود در عرصه اقتصاد ریشه کنی برخی ویژه خواری ها، تبعیض ها ناکارآمدی‌ها در تولید و در توزیع منابع بانکی و ثروت، در توزیع یارانه ها، در جمع آوری مالیات ودر توزیع کالا"

 در دوران آموزشي، چه در مدرسه و چه در دانشگاه هيچگاه اين موضوع که چگونه تفکر خلاق داشته باشيم، مورد توجه واقع نمي‏شود و صرفا از ما خواسته مي‏شود که موضوعات ارائه شده را همانگونه که بيان شده است، دقيق و بدون هيچگونه خلاقيت و نوآوري به استاد تحويل دهيم .
 پس گام اول در تعميق نوآوري در كشورمان اصلاح آموزش و پرورش است.

نوآوري و خلاقيت ارتباط نزديك و تنگاتنگي دارند.
خلاقيت عبارت است از:
نگاهي متفاوت به پديده‏هايي كه ساير مردم نيز آنها را مي‏نگرند
خلاقيت يعني يك درصد الهام و ۹۹ درصد عرق ريختن(تعريف اديسون)
تلاش براي ايجاد يك تغيير هدفدار 
بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد 
ارتباط بين تصوير و انديشيدن ايده‏هاي نو و ارائه محصول ، فرايند و خدمات نوآورانه
واکنشي اکتسابي در برابر موقعيت که از انرژي اطلاعات و ديگر منابع ضروري براي يک مسئله نشأت مي گيرد
طي كردن راهي تازه يا پيمودن يك راه طي شده قبلي به طرزي نوين