|
نوآوری و شکوفایی
|
||
كشور ايران پس از انقلاب اسلامي، فصلي نوين از حيات و جوشش خود را آغاز نموده است. بديهي است براي عملي شدن و استمرار آرمانهاي انقلاب و تحقق اهداف آن لزوما نيازمند ظرفيت علمي توانا، آن هم متناسب با اهداف و آرمانهاي خود هستيم. ناگفته نماند كه در صورت كمتوجهي به اين مسئله از هر دو بعد داخلي و خارجي با محدوديتها و فشارهايي روبهرو خواهيم شد و در آنصورت، آرمان دستيابي به تمدن اسلامي و پيشتازي در تمدنسازي مبتني بر فرهنگ اسلام، آرماني دستنايافتني و شعاري بيپشتوانه خواهد گرديد. اين امر افزون بر آنكه سبب تحقق نيافتن مهمترين هدف انقلاب (يا دستكم يكي از اهداف مهم) ميشود، باعث كم شدن اعتماد مردم به نظام اسلامي و نااميدي آنها از دستيابي به جامعهاي سالم نيز خواهد شد.
به همين روي، جامعه و فرهنگي كه قدرت پاسداري از خود را نداشته، از سويي نتواند مبتني بر فرهنگ بومي خود به توليد نرمافزار متناسب براي اداره جامعه بپردازد، قهرا منزوي شده و بلكه فراتر از آن، توانايياش نيز در اختيار اهداف جهانيسازان قرار خواهد گرفت.
انقلاب اسلامي ايران مدعي ايجاد عدالت در ساحت هاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، نظامي و... آن هم در مقياس بين المللي است لازمه اين ادعا ارائه طرح و برنامه سازوكار علمي و عملي كارآمد و ضرورت جنبش نرم افزاري جهت غلبه در درگيري اسلام و تمدن غرب است. اگر انقلاب اسلامي ايران نتواند رابطه بين مفاهيم كاربردي و دين را برقرار نمايد دين در عينيت به ناكارآمدي متهم مي گردد.
جنبش نرم افزاري و نهضت توليد علم از جمله موضوعاتي است كه در سالهاي اخير بطور جدي مورد كنكاش و پژوهش مجامع علمي، دانشگاهي و نخبگان كشور قرارگرفته است. امروز بسياري از انديشمندان، استمرار حيات تمدن اسلامي را منوط به تحقق جنبش نرم افزاري و بهره گيري از روش هاي علمي جهت تبيين " مفهوم شناسي "، "روش شناسي" و " فراگير سازي " آن مي دانند.
آنچه كه ضروري به نظر مي رسد ارائه يك تعريف روشن به دور از هرگونه جمود، تحجر، خود باختگي و تقليد از جنبش و يافتن نسبت آن با تعاريف و مفاهيمي همانند علم و نظريه پردازي است. با تعريف، تبيين و پرداختن به چرائي مسئله و تعيين نوع بحرانهايي كه براي آينده تمدن اسلامي متصور است، مي توان زمينه هاي يك جنبش همه جانبه در سطوح جامعه علمي را شناسايي و در جهت برطرف نمودن موانع آن قدم برداشت، تا نخبگان جامعه در فضايي مناسب و آزادانه در نهايت مكارم اخلاق، به گفتگوي منطقي، مناظره، نظريه پردازي و نهايتا تمدن سازي بپردازند.
پيام امسال مقام معظم رهبري و تاكيد بر امر مهم نوآوري و شكوفايي را مي توان در اين راستا ارزيابي نمود. تاكيد مقام معظم رهبري بر نوآوري و شكوفايي را مي توان متاثر از نگاه آسيب شناسانه مقام معظم رهبري نسبت به مسائل جامعه دانست.
رهبري به وضعيت جاري نگاه نقد گونه دارند و نام گذاري امسال به نام سال «نوآوري و شكوفايي» را مي توان حاكي از آن دانست كه با شعارهاي كليشه ايي نمي توان شعارها و اهداف اوليه انقلاب اسلامي را به سرانجام رساند و تنها با تغيير و نوآوري مي توان انقلاب اسلامي را به سرانجام مطلوب رسانده و تثبيت نمود.
اين پيام نشان دهنده اين است كه با مطرح كردن استراژي نوآوري وخلاقيت، زمان آن رسيده كه جامعه ايراني با جسارت، ارزشهاي جديدي در پرتو انقلاب اسلامي به ارمغان بياورد.
ضرورت تحقق نوآوري را مي توان تداوم ايده نهضت نرم افزاري و توليد علم دانست.
|
|
| .::مطالب پيشين::. |