|
نوآوری و شکوفایی
|
||
پیشرفت و تعالی طی یک فرایند مستمر ، توسط عوامل مختلف حاصل می گردد ، عواملی که هریک منتج به شرایطی می گردد که در سایه آن فرد یا اجتماع به رشد و تعالی دست یابد و در نهایت قله های پیشرفت و تعالی همه جانبه فتح گردد . شکی نیست که این قله فتح شدنی است . فقط همت و تلاش و یاری جستن از پروردگار و سایر شرایط را می طلبد ، تا این امر محقق گردد . همانطور که ریاست محترم جمهور ، دکتر احمدی نژاد در سخنانشان ایراد نمودند که : می شود و می توانیم .
و واقعا می شود و می توانیم . و دلیل آن پیشرفت های مختلف علمی ، صنعتی و پزشکی کشور عزیزمان ایران در سه دهه اخیر است که با وجود تحریم ها ، محاصره های اقتصادی و جنگ ، به آن دست یافته ایم . گرچه تا فتح قله ، مسیری بس طولانی و دشوار در پیش است ولی در سایه الطاف الهی و همت و غیرت جوانان برومند ایران اسلامی ، این قله فتح خواهد شد .
به امید آنروز
مقدمه:
واژهي نوآوري كلمهاي مركب از نو + آوري است و در فرهنگ معين واژهي <نو> به معناي تازه، جديد و از باب دستوري صفت1 و معادل واژهي innovation انگليسي است2 كه در اصطلاح عملياتي شدن و به مرحلهي اجرا درآمدن انديشههاي نو است، ضمن آن كه نوآوري و شكوفايي را مترادف دقت، توجه و تعميق بيشتر و تحول در همه زمينهها نيز دانستهاند. نوآوري پديدهاي است مطابق فطرت و طبيعت انساني و فطري بودن نوآوري و تغيير به اين معنا است كه اولا، تغيير و نوآوري در ذات و طبيعت انسان است و خودبهخود اين حقيقت همواره تحقق مييابد و ثانيا انسان به صورت فطري، نوآوري و شكوفايي را دوست دارد و به دنبال آن است. در واقع نوآوري و شكوفايي يكي از نيازهاي متعالي انسان است و فطرت انساني با نوآوري شكوفا ميگردد و گسترش مييابد و منجر به تعالي و تكامل انسان ميشود. بايد دقت كرد كه نوآوري زماني باعث شكوفايي ميگردد كه مطابق فطرت و برخاسته از آن باشد و قطعا نوآوري كه مطابق فطرت نباشد باعث آسيب رساندن و خاموش شدن آن ميگردد و بالتبع انسان را از تعالي بازميدارد كه در واقع اين همان بدعت است.
براساس سخن خداوند در قرآن كريم كه ميفرمايند: <فلن تجد لسنت الله تبديلا و لن تجد لسنت الله تحويلا3> سنتهاي الهي و فطري به هيچ وجه تغييرپذير نيستند و كساني كه به دنبال اين تغييرات و دگرگونيها هستند بدعتگزارند و مورد لعنت خداوند و چون با بدعتهاي خود در مقابل فطرت و سنت الهي قرار گرفته و خداوند را فراموش كردهاند زندگي خود را باختهاند <ضاع من كان له مقصد غيرالله4> و نوآوراني كه در پي تجديد سنتهاي الهي و فطري هستند و هدف خدايي دارند مشمول <تلك الدار الاخره نجعلها للذين لايريدون علوا في الارض و لافسادا و العاقبه للمتقين5> ميباشند.
پيامبران الهي اولين نوآوران تاريخ هستند كه در مقابل بدعتهاي بشر در روي زمين ايستادهاند و به عنوان مناديان يكتاپرستي و عدالتخواهي، در مقابل خرافهها قرار گرفتند.
اما نكته مهم اين است كه هر قوم و هر ملتي كه بخواهد ادامهي حيات دهد و به زندگي بهتر و برتر دست يابد، بايد خود دست به تغيير و نوآوري بزند، زيرا نوآوري هم لازمهي حيات است و هم لازمهي برتري.
از ديگر سو، ادبيات گرانقدر ما هم كه ملهم از تعاليم عاليهي اسلام و مبتني بر آيات گرانسنگ قرآن مبين و احاديث ائمه معصومين و مطابق با فطرت پاك انساني است كوشيده است در قالب ابيات منظوم و عبارات منثور، گاه به صورت آشكار و گاه به صورت مستتر، راهكارهايي را جهت زنده نگه داشتن روحيهي شكوفايي و نوآوري در همگان ارائه نمايد. در اين مقال گوتاه <راهكارهاي تحقق شكوفايي و نوآوري در قالب ابيات شاعران فارسيگوي> مورد بررسي قرار ميگيرد.
تلاش و كوشش مداوم
طبيعي است كه هر ملت براي نوآوري و شكوفايي نيازمند تلاش و كوشش است، زيرا رسيدن به قلههاي رفيع جهاني در سايه تلاش و همت همگاني ميسور است و پذيرفتني نيست كه ملت و جامعهاي بتوانند بدون سعي و تلاش به تكامل برسند. ادبيات ما نيز كه ملهم از تعاليم عاليهي اسلام است با اقتباس و يا تلميح از عبارت <ليس للانسان الا ما سعي6> قرآن كريم و حديث <فعليكم بالجد والاجتهاد7> (بر شما باد تلاش و كوشش) و سفارش مولاي متقيان خطاب به امام مجتبي(ع) كه ميفرمايند: <يابني فامسح في كدحك8> <اي فرزندم! نهايت تلاش و كوشش خود را به جاي آر> و با ابياتي همچون ابيات زير، همگان را به تلاش و كوشش با هدف دستيابي به مقاصد و اهداف والا فراميخواند:
جهد كنم تا به مقامي رسم
گام نهم پيش و به كاني رسم
<ديوان وحشي بافقي، ص 386>
بهرهوري از علم و دانش
قطعا جوامع در پناه علم و دانش معنا و مفهوم و جايگاه مييابند و علم و دانش جانمايهي تمدن و فرهنگ است و طبيعي است كه يك ملت زماني خواهد توانست به نوآوري و ابتكار دست بزند كه روحيهي علمآموزي در آن جامعه عالي و جايگاه علم و دانش در نزد همگان متعالي باشد. زيرا در سايهسار علم ميتوان، تواناييها و نيازمنديها را شناخت و به دانشآموختگان باور و اعتماد بخشيد و نيروي عزت و اقتدار و شعار <ما ميتوانيم> را در آنها نهادينه ساخت.
توجه به علم و نيروهاي خودي ميتواند باعث افزايش دستآوردها و پيشرفتها و شكوفايي جامعه گردد، زيرا علم و علمآموزي از بايستهها و لوازم نوآوري است.
دعوت به بهرهوري از علم و دانش موضوع ابيات زير شاعران است كه همان طور كه در بالا ذكر گرديد از وسايل و عناصر شكوفايي و نوآوري است.
علم از بهر چيست اي اوستاد
تا كه گيتي شود به علم آباد
علم بهر خيال بافي نيست
كار دانش بدين گزافي نيست
بايد از علم سود برخيزد
چون درختي كزوثمر خيزد
هر كه از علم بهرهور گردد
مايه راحت بشر گردد
<ديوان ملكالشعراي بهار، ص 475>
|
|
| .::مطالب پيشين::. |