|
نوآوری و شکوفایی
|
||
|
با توجه به اهميت خلاقيت در دانشآموزان و تاثيرپذيري خلاقيت فرد از محيط و اينكه معلم مهمترين عامل مؤثر در محيط مدرسه به شمار ميرود، در اين پژوهش رابطه بين خلاقيت معلم و خلاقيت دانشآموزان مورد تحقيق قرار گرفته است، به اين صورت كه ارتباط خلاقيت معلمان با خلاقيت دانشآموزان از طريق مقايسه خلاقيت و عوامل تشكيلدهنده آن از ديدگاه تورنس در دو گروه دانشآموزان داراي معلم خلاق و دانشآموزان داراي معلم غيرخلاق انجام گرفت.
در اين تحقيق ابتدا دو گروه معلم خلاق و غيرخلاق شناسايي شدند. سپس آزمون تفكر خلاق تورنس فرم B بر روي دانشآموزان آنها اجرا شد. جامعه آماري بررسي حاضر شامل 100 نفر در پايه چهارم و 100 نفر در پايه پنجم هستند كه نيمي از آنها داراي معلمان خلاق و نيمي ديگر داراي معلمان غيرخلاق ميباشند. از مهمترين نتايج تحقيق حاضر اين است كه هم در پايه چهارم و هم در پايه پنجم دانشآموزاني كه داراي معلمان خلاق بودند نسبت به دانشآموزاني كه داراي معلمان غيرخلاق بودند، ميانگين بالاتري در آزمون خلاقيت داشتند. اين تفاوت در هر دو پايه معنادار است، ولي در پايه چهارم اين تفاوت بيشتر مشهود است. در اين تحقيق عوامل تشكيلدهنده خلاقيت نيز در دو گروه مقايسه شده است و نتايج آن نشان ميدهد كه در چهار عامل سياسي، اصالت، بسط و انعطافپذيري، دانشآموزان كلاس چهارم داراي معلم خلاق از دانشآموزان داراي معلم غيرخلاق ميانگين بيشتري داشتند ولي در كلاس پنجم تفاوت اين عوامل بين دو گروه دانشآموز فقط در عامل بسط، معنادار ميباشد پژوهشگر درخصوص تفاوت اين عوامل در كلاس پنجم و تفاوت كمتر بين نمره كلي خلاقيت در دو گروه در كلاس پنجم معتقد است: يكي از دلايل احتمالي براي موارد ذكر شده ميتواند تاكيد معلمان كلاس پنجم بر يادگيري و حفظ عين مطالب كتاب باشد. به اين دليل كه در كلاس پنجم سئوالات را خود معلم طرح نميكند و بنابراين معلمان براي اينكه دانشآموزان آنان بتوانند در امتحانات به اصطلاح نهايي موفق شوند كمتر اجازه نوشتن مطالب غيركتابي به آنها ميدهند. پژوهشگر ميگويد: وقتي معلم بر حفظ مطالب تاكيد زيادي داشته باشد تفكر خلاق اجازه ظهور نمييابد. تحقيقات تورنس نيز اين حقيقت را مورد تاييد قرار داده است كه با توسعه دانش و قدرت قضاوت، قدرت تصور به محدودشدن گرايش مييابد. طبق گفته ريبوت قدرت تصور سريع تر از قدرت استدلال رشد ميكند، بنابراين وقتي استدلال، سير صعودي طي ميكند، تصور به زوال ميگرايد. يكي از دلايل اينكه هرچه بيشتر رشد ميكنيم خلاقيتمان كمتر ميشود آن است كه قرباني عادات ميشويم. در نتيجه تحصيلات و تجارب، عوامل بازدارندهاي در ما ايجاد ميشود كه طرز فكر ما را به سوي جمود ميكشاند و اين عوامل در هنگام برخورد خلاق با مسائل مانع ايجاد ميكند. تورنس علت تغيير ظرفيت بالقوه خلاقيت را در نتيجه سن چنين توضيح ميدهد. معنيدارترين مقطع سني، كلاس چهارم دبستان و تقريبا در نه سالگي است و سپس در اواخر نوجواني اين رشد و تحول خلاق را بيشتر ميتوان به چشم ديد. به عقيده تورنس، رشد و تحول خلاق با يك ميزان واحد و متحدالشكل رخ نميدهد. يكي ديگر از دلايل احتمالي تفاوت بين كلاس چهارم و پنجم از نظر محقق اين است كه دانشآموزان پايه چهارم هنوز ويژگي كودكان دبستاني را به طور كامل دارا هستند. در اين سنين كودكان ميخواهند از دستورات تبعيت كنند، بدين ترتيب معلم به عنوان يك بزرگسال مؤثر در زندگي كودك، الگوي كودك يا دانشآموز قرار ميگيرد و دانشآموز با وي همانندسازي ميكند ولي در كلاس پنجم دانشآموزان بيشتر تمايل به همرنگي با همسالان دارند و الگوسازي با همسالان بيشتر است. بنابراين دانشآموزان كلاس پنجم كمتر نظر مخالفي را با بقيه افراد كلاس بيان ميكنند. از طرف ديگر خانوادهها هم به دليل وجود امتحانات نهايي در پايه پنجم بر مطالعه و حفظ مطالب تاكيد بيشتري دارند و شرايط بروز خلاقيت و استفاده از آن را كمتر براي بچهها ايجاد ميكنند. يكي از نهادهاي مهم و مؤثر در شكلگيري جامعه سالم آموزش و پرورش است كه داراي اهميت بسزايي ميباشد. عوامل بسياري نيز در پرورش و تعليم و تربيت كودكان و نوجوانان مؤثرند لذا شناسايي اين عوامل در جهت هرچه بهتر شدن اين امر مهم، از وظايف مهم آن نهاد و همچنين دانشپژوهان و محققان است. ايجاد محيطي سالم و آرام و به كار گماردن مربيان دلسوز و مهربان و كارآ كه از نحوه برخورد و به كارگيري روشهاي تدريس نوين مطلع باشند از اموري هستند كه بايدآموزش و پرورش بدان توجه بسياري كند. با توجه به اينكه نحوه، چگونگي و ميزان خلاقيت در دانشآموزان در عصر حاضر از اهميت بالايي برخوردار است و از طرفي آنان بيشترين ساعات روز را در محيط مدرسه سپري ميكنند و با معلمان در ارتباطند بيشك محيطي سالم در سلامت فكر و روان و جسم آنان بيتأثير نيست. اهداف پژوهش ابتدا شناخت و تأثير جو مدرسه بر ميزان خلاقيت دانشآموزان و سپس شناسايي جو موجود در مدارس است. جامعه آماري اين تحقيق شامل 394 دانشآموز و 330 دبير است كه يافتههاي اين تحقيق از طريق دو نوع پرسشنامه يعني پرسشنامه جوسازماني هاپسين كرافت و با اندكي تغيير جهت سنجش جو سازماني مدارس به وسيله دبيران تكميل شده است و پرسشنامه خلاقيت تورنس، جهت سنجش ميزان خلاقيت دانشآموزان كه توسط دانشآموزان تكميل گشته، جمعآوري شده است. مهمترين نتايج حاصل از پژوهش حاضر آن است كه مدارس داراي جو باز، از ميزان خلاقيت بالاتري برخوردارند و رابطه مثبتي بين جو باز مدارس و ميزان خلاقيت دانشآموزان مشاهده شده است. در اين پژوهش اكثريت گروه نمونه، داراي مدرك ليسانس و اكثريت دانشآموزان در پايه دوم تحصيلي مشغول به تحصيل و داراي پدراني با شغل دولتي و مادراني خانهدار هستند. محقق بر اساس بررسيها به اين نتيجه رسيده است كه بين جو مدرسه و ميزان خلاقيت دانشآموزان رابطه وجود دارد. بين جو باز و ميزان خلاقيت دانشآموزان نيز رابطه مثبت وجود دارد، اما بين جو بسته و ميزان خلاقيت دانشآموزان رابطه منفي است. پژوهشگر معتقد است: حدود 56 درصد رشد خلاقيت دانشآموزان متأثر از جو سازماني مدارس است. بهمنظور دستيابي به يك جو مطلوب و سالم در سازمان بايد به تأثير متقابل عوامل فردي (خصوصيات، هدفهاي فردي و نيازها) و عوامل سازماني (اهداف، روابط و عوامل انگيزشي) توجه داشت. مديران با ايجاد جو دوستانه و صميمي و همراه با تفاهم و همكاري ميتوانند علاوه بر اينكه در دارايي و اثربخشي و بهرهوري كاركنان تأثير بسزايي داشته باشند، در ميزان رشد خلاقيت دانشآموزان نيز مؤثر واقع شوند. آموزش و تعليم در جوباز باعث ميشود دانشآموزان به راحتي مطالب را فراگيرند. اينگونه مدارس ياري گرفتن از افراد متخصص در برنامهريزيها و تصميمگيريها را امري ضروري ميدانند و از آن استقبال ميكنند. مدارس داراي جو باز به علت مشاركت و همكاري صميمانه اعضاي مدرسه و حاكم بودن جو دموكراسي بر آن، نحوه روابط بين اعضا مدرسه را بهگونهاي مي سازد كه منجر به تأمين بسياري از عوامل مؤثر در خلاقيت ميشود. محقق ميگويد: هرچه محيط آموزشي داراي جو بازتري باشد خشنودي كاركنان بيشتر ميشود و ميزان بازدهي آنان افزايش مييابد. جو باز موجب افزايش عملكرد سازماني و جو بسته با كاهش آن در ارتباط است. همچنين ميزان خلاقيت علاوه بر اينكه در مدارس با جو باز بيشتر است در خانوادههايي كه داراي جو عاطفي دموكراسي ميباشند و از هر جهت براي پرورش افراد خلاق مؤثرترند نيز به چشم ميخورد، بنابراين ميزان خلاقيت دانشآموزان تا حد زيادي به جو مطلوب مدارس بستگي دارد كه شناخت و ايجاد آن نيز برعهده مديران مدارس است. مفهوم اصطلاحات جو باز و بسته از نظر محقق اين است كه جو باز ميزان بالاي سوقدهي و سرزندگي در يك محيط و به عبارتي محيطي مطلوب در مدرسه است. جو بسته نيز در مقابل جو باز قرار ميگيرد و به معني محيطي خشك و خستهكننده است. |
|
|
| .::مطالب پيشين::. |